پارت 5
پارت 5
ویو صبح
صبح کوک و ته ته بیدار شدن کوک رفت شرکت و ته رفت حموم و رفت کمک اجوما
ته: آجوماااااا
اجوما: بله پسرم چیزی لازم داری
ته: نه اجوما بگو یه کاری کنم که حوصلم سر نره
اجوما: بیا کمکم غذا درست کن البته اگه میخوای
ته کمک اجوما کردو رفت توی اتاق دراز کشید و به شب قبل فکر کرد تا خوابش برد
ویو کوک
توی دفتر نشست بودم داشتم به قرار داد شرکت نگاه میکردم که به گوشیم پیامک اومدم شماره ناشناس بود یک ویدیو فرستاد بود فیلم رو که باز کردم خون جلوی چشمام رو گرفت اون تهیونگ بود که با یکی از بادیگارد ها سک.س میکرد با سرعت بلند شدم و به طرف خونه رفتم
پرش به خونه
کوک با داد اومد توی خونه
کوک: کیم تهیونگ هرزه بیا ببینم
ته ته :(ته که خوشحال از اینکه عشقش اومد رفت پایین) کوکی بلاخره اومدی دلم برات تنگ شد بود
کوک:( اومد بغلم اما پسش زد و به صورتش مشت زدم که افتاد روی زمین) پسر کون ده میای با بادیگارد من میخوابی عوضی هرزه
ته : کوک چی میگی من این کار رو نکردم
ویو کوک
وقتی گفت این کارو نکردم فیلم مو بهش نشون دادم که گفت
ته: من اون نیستم دارم راست میگم اون من نیستم
از این که انکار میکرد که اون نیست توی فیلم عصبانی شدم و شروع کردم به کتک زدنش بعد یک ساعت کتک زدنش بردمش توی اتاقی که قبل اینکه باهاش آشنا بشم هرزه های دیگه رو میبردم و لباس هاشو کندم و روی میز بستنش و دوتا ویبراتور برداشتم و بدون هیچی هردو رو کردم داخلش که دادش هوا رفت اجوما هم پشت در هیه التماس میکرد که ولش کنم به بادیگاردم گفتم که اجوما رو بیار داخل و نگاه کن که با این پسر هرزه چیکار میکنم ویبراتور ها رو تا درج آخر کردم و ته هم هیه بلند تر داد میزد و اجوما هم التماس میکرد که ولش کنم.......ادامه دارد
ویو صبح
صبح کوک و ته ته بیدار شدن کوک رفت شرکت و ته رفت حموم و رفت کمک اجوما
ته: آجوماااااا
اجوما: بله پسرم چیزی لازم داری
ته: نه اجوما بگو یه کاری کنم که حوصلم سر نره
اجوما: بیا کمکم غذا درست کن البته اگه میخوای
ته کمک اجوما کردو رفت توی اتاق دراز کشید و به شب قبل فکر کرد تا خوابش برد
ویو کوک
توی دفتر نشست بودم داشتم به قرار داد شرکت نگاه میکردم که به گوشیم پیامک اومدم شماره ناشناس بود یک ویدیو فرستاد بود فیلم رو که باز کردم خون جلوی چشمام رو گرفت اون تهیونگ بود که با یکی از بادیگارد ها سک.س میکرد با سرعت بلند شدم و به طرف خونه رفتم
پرش به خونه
کوک با داد اومد توی خونه
کوک: کیم تهیونگ هرزه بیا ببینم
ته ته :(ته که خوشحال از اینکه عشقش اومد رفت پایین) کوکی بلاخره اومدی دلم برات تنگ شد بود
کوک:( اومد بغلم اما پسش زد و به صورتش مشت زدم که افتاد روی زمین) پسر کون ده میای با بادیگارد من میخوابی عوضی هرزه
ته : کوک چی میگی من این کار رو نکردم
ویو کوک
وقتی گفت این کارو نکردم فیلم مو بهش نشون دادم که گفت
ته: من اون نیستم دارم راست میگم اون من نیستم
از این که انکار میکرد که اون نیست توی فیلم عصبانی شدم و شروع کردم به کتک زدنش بعد یک ساعت کتک زدنش بردمش توی اتاقی که قبل اینکه باهاش آشنا بشم هرزه های دیگه رو میبردم و لباس هاشو کندم و روی میز بستنش و دوتا ویبراتور برداشتم و بدون هیچی هردو رو کردم داخلش که دادش هوا رفت اجوما هم پشت در هیه التماس میکرد که ولش کنم به بادیگاردم گفتم که اجوما رو بیار داخل و نگاه کن که با این پسر هرزه چیکار میکنم ویبراتور ها رو تا درج آخر کردم و ته هم هیه بلند تر داد میزد و اجوما هم التماس میکرد که ولش کنم.......ادامه دارد
- ۱.۲k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط