{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز یه دختره میره سر قرار با دوست پسرش

یه روز یه دختره میره سر قرار با دوست پسرش
اون دلش یه حلقه میخواست
ولی پسر یه عروسک گرفته بود
دختر از عصبانیت عروسکو پرت میکنه وسط خیابون

پسر میره که عروسکو برداره ولی ماشین بهش میزنه و میمیره

تو مجلس تشیع جنازه دختر عروسکو تو بغلش گرفته بود
که یهو یه صدایی از عروسک اومد
( با من ازدواج میکنی )
دختر عروسکو باز میکنه و میبینیه که توش یه حلقس
دیدگاه ها (۱۸)

خب رمان یونگی داریمممم بگید ببینم کدومش بهتره خلاصه دختری که...

عشق اول

بچه ها کپشن مهم درباره ی سناریو ریندو :خب دوستان من سناریو ر...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆کازوتورا☆‌_این بچه کلا م...

رومان روز برفی توضیحات ات: یہ دختر 19 سالہ خیلی زیبا با پوست...

پارت معرفی. نکته : این داستان هیچ شباهتی به واقیت ندارد و. فقط تخیلات نویسنده هست

بادشکن p۱ویو میزوکی: داشتم برای خودم میرفتم که دیدم یه گوشه ...

#دوپارتیجونگین/ا.تP:2بعد از اینکه آسانسور تو طبقه آخر ایستاد...

Did daddy forget the girls day?

✮⋆˙ ᎫႮΝᏀ ᎠᎪΝᏆᎬᏞᎪ[ ˚₊‧꒰(فـو᪶نـتᰰׄั نمـیزنـم᪶ᩘ  چـ𔘓ـون طـول᪶ـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط