{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمم چو به چشم آن پری چشم افتاد

چشمم چو به چشم آن پری چشم افتاد
از چشم پری به چشم من چشم افتاد

رفتم که بدزدمی ز چشمش چشمی
از چار وَری به چشم من چشم افتاد!


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

توبه کردم که دگر می نخورم در همه عمريار اگر ساقی شود می بدهد...

در میان هیاهو برای هیچ!در گوشه زنگار گرفته ایستگاهِ این شهر ...

عاشقی کاش کمی رحم و مدارا می‌کردلحظه‌ای که دل دیوانه تمنا می...

نگار بر سر ناز است وای بر من و دل،ز غمزه شعبده باز است وای ب...

تهمتن به بند کمر برد چَنگگزین کرد یک چوبه تیرِ خَدنگیکی تیرِ...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد...

لیدر های عزیز من یه شعر برای جادویی به نام عشق نوشتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط