{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه مردن دستهام

لحظه مردن دستهام
لحظه تاری چشمهام
وقتی حس می کردم که دیگه آخر دنیام
مثل یک فرشته بودی
تو با لبخند های زیبا ، تو شدی گرمی دستهام
تو شدی تموم دنیام
تو که مهربون دستهات
بوی یاس میده نفسهات
شبمو به صبح رسوندی
لبخند امیدو رو لب خشکیده نشوندی
هر جا باشی یکی اینجاست
که بدون تو یه تنهاست....
دیدگاه ها (۱)

می نویسم از نگاه غمگین و خستهمی نویسم از دلی سردوشکستهمی نوی...

پنجره سرد اتاقپشت این پنجره مات و کدر منمو یک دل شیدای خرابد...

حکایت موندن و رفتن نیستحکایت قصه غریبی دلیه که نرفت و غریبه ...

فریبیک شب به آغوشم کشیدی عاشقونهیک شب فراموشت شدم من بی بهون...

به درخواست بغضی دوستان چپتر دوم هم براش آماده کردم

پارت ۶۸۱دستامو دور گردن جیمین قفل کرده بودم و اون کمرم رو گر...

p7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط