{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجره سرد اتاق

پنجره سرد اتاق
پشت این پنجره مات و کدر
منمو یک دل شیدای خراب
دست های خالیو
دلی پر از پیچ وتاب
به گمانم چشم به راه کسیم
که از این کوچه نخواهد گذشت
می نشینم از فروغ تا به غروب
می نشینم تاکه شاید دل او نرم شود
پشت این پنجره سرد هم روزی گرم شود...
دیدگاه ها (۳)

خدایا قمار زندگی را لحظه لحظه باختمدود وآه شد هر آنچه که ساخ...

در این حال مستی صفا کرده ام تو را ای خدا من صدا کرده ام از ا...

می نویسم از نگاه غمگین و خستهمی نویسم از دلی سردوشکستهمی نوی...

لحظه مردن دستهام لحظه تاری چشمهاموقتی حس می کردم که دیگه آخر...

آن پیچکهای یاغی

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 24یک هفته بعد، وسایل سفر آماده شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط