{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نویسنده اِلونآ | The Silver Shackles

نویسنده اِلونآ | The Silver Shackles
پارت¹ | زنجیره های نقره ای

پرچم‌های کشور دراکوس با نشانِ خنجرهایِ متقاطع در میانِ هلالِ نقره‌ای، در باد تکان می‌خوردند.
سرباز ها با زرهی نقره در یه راستا حرکت می‌کردند. کالسکه سلطنتی با نماد کشور لِوِنا « خورشید بی‌کران » میان آن ارتش قدرتمند دراکوس حرکت می‌کرد.
مردم کشور دراکوس یکی یکی کنار می‌رفتند و راه را باز می‌کردند. همه به کالسکه نگاه می‌کردند، نه نگاه دوستانه نه نگاه دلسوزانه بلکه با نگاهی پر از تنفر و انزجار.
پچ پچ هایی میان جمعیت به گوش می‌رسید:
اون دشمنه!! »
یه اجنبی میخواد با ولیعهد ما ازدواج کنه! »
اون لایق ولیعهد ما نیست! »
کالسکه بلاخره وارد قصر شد و از دید مردم پنهان شد. شاهدخت لِوِنا با لباسی همرنگ چشمان زمردی اش از کالسکه پیاده شد. موهای سفید بلندش در باد تکان می‌خورد.
در صورتش اندکی شادی دیده نمیشد، ملکه دراکوس با لباسی تجملاتی و زیورآلات قیمتی با نگاهی پر از تحقیر و نفرت ایستاده بود، در کنارش زنی قد بلند با رده های سفید و موهای جو گندمی ایستاده بود، در نگاه او هم هیچ رحمی نبود، پشت سرش ندیمه هایی با سرِ زیر ایستاده بودند.
ملکه با صدایی که تحقیر در آن موج میزد گفت: « تو اینجا به عنوان عروس نیومدی، بلکه به عنوان یک برده اومدی! پدرت، پادشاه هنری تورو به ما فروخته! »
دختر کلمه ای نگفت، ملکه الیزابت با نشخندی به دو سربازی که کنار ایستاده بودند اشاره کرد.
سرباز ها بازو های دختر را گرفتند و با تندی او را به سمتی کشاندن، دری آهنی در زیرزمین باز شد، با شتاب دختر را روی زمین سرد سیاهچال انداختند و با نگاهی تحقیر آمیز در را بستند.
بلاخره دختر تحرکی کرد، اشک هایش بی صدا اما خشن میریختند. او آن حقیقت تلخ را پذیرفته بود، حقیقتی که پدرش او را در عوض صلح به کشور دشمن فروخته بود!
ادامه دارد...
.      ⠀    ⠀  ,

● ִ ۫ ˑ   ⠀⠀⠀⠀⠀.          ⠀⠀⠀✦ ⠀ ⠀
.      ⠀    ⠀  ,

● ִ ۫ ˑ   ⠀⠀⠀⠀⠀.          ⠀⠀⠀✦ ⠀ ⠀
.      ⠀    ⠀  ,

● ִ ۫ ˑ   ⠀⠀⠀⠀⠀.          ⠀⠀⠀✦ ⠀ ⠀
.      ⠀    ⠀  ,

● ִ ۫ ˑ   ⠀⠀⠀⠀⠀.          ⠀⠀⠀✦ ⠀ ⠀
.      ⠀    ⠀  ,

● ִ ۫ ˑ   ⠀⠀⠀⠀⠀.          ⠀⠀⠀✦ ⠀ ⠀
.      ⠀    ⠀  ,

● ִ ۫ ˑ   ⠀⠀⠀⠀⠀.          ⠀⠀⠀✦ ⠀ ⠀
دیدگاه ها (۳)

نویسنده اِلونآ | The Silver Shacklesپارت² | زنجیر های نقره ا...

نویسنده اِلونآ | The Silver Shacklesپارت³ | زنجیر های نقره ا...

𝔖𝔦𝔩𝔳𝔢𝔯 𝔖𝔥𝔞𝔠𝔨𝔩𝔢𝔰 ⋆。˚🌑⛓️ ╷ 𝔖𝔥𝔞𝔠𝔨𝔩𝔢𝔰 𝔬𝔣 𝔇𝔢𝔰𝔱𝔦𝔫𝔶 𐇽⏝፝֯⏝፝֯⏝፝֯⏝፝֯⏝፝...

نویسنده اِلونآ | Elona✨معرفی رمان _نآم رمان | زنجیره های نقر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط