من بودم و تنها و ک راه ب انتها

من بودم و تنهايي و يک راه بي انتها
يک عالم گله و خدايي بي ادعا
گم شده بودم ميان ديروز و فردا
تا تو را يافتم.. با تو خودم را يافتم
صدايت در گوشم پيچيد
نگاهت در چشمانم نقش بست
نشان دادي به من آنچه بودم
آري، با تو رسيدم من به اوج خودم
نامم را خواندي.. گفتي بارانم
باراني شد دل و چشمانم
آري باراني شدم تا ببارم
اما اي کاش بداني تويي آسمانم
بي تو نه معنا دارد باران
نه معنا دارد خورشيد و نه رنگين کمان
اي که شبيه تر از خود به مني
بگو تا آخر راه با من هم قدمي
باران مهام
دیدگاه ها (۴)

اگر درمان تویے دردم فزون بادو گر معشوقه اے سهمم جنون بادتویے...

ای کاش دلت عاشق و دیوانه من بوددر پیله دل کاش...

✨ميان آرزوی تو ✨و معجزه خداوند،✨ديواری است به نام اعتماد!✨پس...

در لابه لای موی مشکینت غزل برپاستمژگان تو در ساحل آبی تریین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط