{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

when he betrayed

when he betrayed
part 10
**
ا/ت : *بعد از چند دقیقه خوابیدن بیدار شدم نیاز به هواخوری داشتم کمدم رو کشتم ژاکت مناسبی نداشتم ژاکت اما رو‌ پوشیدم و زدم بیرون*


ته: *کوک اومد* چطور پیش رفت کنفرانس..ا/ت رو پیدا کردی ؟ * آب خوردن*
کوک: آره
ته: *پریدن آب تو گلو* (سرفه) چییی؟ پیداش کردی؟ کوش
کوک: یعنی چی کوش؟.. مینداختمش رو کولم؟!
ته:..باهاش حرف زدی؟
کوک: نه ولی با رفیقش *دستمو تو جیبم کردم ردیاب جدیدم که به ماشین میخواستم وصل کنم نبود* (به گوشی وصل شده)..صبر کن..من.. اون موقعی که بهش کارتم رو میدادم نگو که باهاش ردیاب هم دادم (حرف زدن با خودم) آفریینن بهه خودممممم *بغل کردن تهیونگ*
ته: چتهها
کوک: من بهش ردیاب وصل کردمم *چک کردن گوشی* هی وایستا ببینم..اما گفت میرم خونه پس چرا در حال حرکته؟!



ا/ت
دستمو تو جیبم کردم چندتا خرت و پرت دیدم: دستمال کاغذی و کاغذ های بدردنخور و کارت جونگ کوک که همشو دور ریختم مخصوصا کارت جونگ کوک چون دور ریختنی بودن ولی یک شی دایره ای کوچیک سیاه دوربین مانند دیدم
گفتم شاید یک چیزی از ماشینش افتاده پس نگهش داشتم
دیدگاه ها (۲)

when he betrayed you part 11ته:شاید با ا/ت رفتن بیرونکوک:..ش...

رمان بعد نیکلاس

when he betrayed you part 9*عمارت اما*ا/ت: کجا بودی؟اما: سری...

پارت ۴🖤❤️خوناشام جذاب من❤️🖤جونگ کوک: امممم آره ا/ت : شغلت چی...

وقتی باهاش..... درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط