{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

when he betrayed you

when he betrayed you
part 11

ته:شاید با ا/ت رفتن بیرون
کوک:..شاید
ته: میخوای بریم دنبالشون؟.. منم میام شاید راضیش کنم بیاد
کوک: نمیدونم..نمیدونم (کلافه و سر کشیدن الکل خالص)
ته: آرومتر پسر..ا/ت میدیدتت با یک تیر خلاصمون میکرد
کوک: نرو رو مخم که اعصاب ندارم
ته: بیا بریم دنبالشون!
کوک: برو آماده شو بریم
*
ته: بیا بریم!


ا/ت
طبق عادتم هوس غذا کردم
دلم یک ساندویچ استیک میخواست همونی که دیشب از یکی از غرفه های این خیابون گرفتیم
اونجا وایستادم و سفارشم رو دادم همونطور که منتظر غذام بودم دیدم یک ماشین مرموز اونور خیابون وایستاد
ماشینش و پلاکش آشنا بود
پلاکش مال کره بود و تنها یک نفر میتونه این ماشینو داشته باشه تو کره
و اون کسی نبود جز کیم تهیونگ
محل ندادم و منتظر وایسادم
دیدم چهارتا چشم زل زدن بهم تو ماشین
میدونستم تهیونگ و جونگ کوکن برگشتم بهشون و متاثر انگشت فاکمو براشون بالا آوردم و برگشتم سر غرفه

کوک: دیدی؟!.. از منم لجبازتره
ته: پس اما کو؟
کوک: نمیبینی کت اما رو پوشیده؟
ته: پس طعمه تنهاس!
کوک: فکر نکنم
ته:زن و شوهر عین همین من چیکار کنم
کوک: خنده* بزار غذاشو بخوره باهاش حرف میزنم
دیدگاه ها (۳)

when he betrayed part 10**ا/ت : *بعد از چند دقیقه خوابیدن بی...

رمان بعد نیکلاس

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

#سناریو_بی_تی_اس وقتی ا/ت از شکم درد گریه میکنه چون حاملستنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط