{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
چه حس تلخیست وقتی درجمعی نشسته ای که همه میخندند،و تو که قلبت رو به ویرانیست،لبت را گاز میگری و میگویی:
چشمانم...نبـــــار...
دیدگاه ها (۳)

بارونوقتی امروز تو حیاط حرمرو به روی گنبد طلانشسته بودم به ح...

یه بزرگی به اتفاق یه نفر از دوستان یا وابستگان یا شاگردان شو...

بعد از اینکه بچه تخم گذاشت یهو حالش بد شد خلاصه من نتونستم ب...

P¹⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

درخواستی

دستاتو دور گردنش حلقه کردی، فلیکس وقتی حلقه‌ی دست‌هات رو دور...

در دنیای من عشق بی معنی ست

وقتی برادر ناتنیت بود...(پایانی)با سرعت زیادی رانندگی میکردد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط