سلاممممممم

سلاممممممم💓💓💓💓💓

ته: چیزه ببخشید پرسیدم

ات: اشکال نداره به هر حال اون حادثه چیزی رو ارم نگرفت پس منم مشکلی ندارم

ته: وعی تو خانوادت و از دست دادی

ات: اونا بنو به چپشون میگرفتن منم خاطره خوبی باهاشون نداشتم پس مشکلی ندادم🗿😅

ته : که اینطور ببینم دایت چطور اون چی شد؟

ات: اونم مثل همه ادما تا دید اتیش سوزی شد من و اورد بیرون و بهم گفت که زندگی خوبی باید داشته باشم و از اون موقع غیب شد 😐

ته : عجب ولی مت بازم از طرف اون دوتا ازت عذر خاهی میکنم

ات: اونا خودشون باید بیان و بگن وگرنه این عادت تا همیشه براشون میمونه

ته: اها باشه الان صداشون میکنم( به سیری گفت که بیان اینجا)

جیمین: ته چرا صدامون کردی؟

نامی: چیزی شده؟ من میخوان برم گیم بزنم

ته: هردوتون همین الان از ات عذر خواهی کنید( وحشتناککک)

جیمین: ای خداااا باشه باشه ات ببخشید که این کار و کردیم باشه؟ حالا هم میرم😡
نامی: منم دقیقا همون چیزی که جیمین گفت و خدافظ

ات: هعی خدا اینا درست بشو نیستن

ته : به هر حال ازت عذر خواهی کردن حالا هم بیا پایین چون پیتزا خریدم

ات: به پیتزا حساسیت دارم🥲

ته نتونست حلو خندشو بگیره و انقدر خندید افتاد رو زمین

ته: وایییی 😂😂😂ببخشید ببخشید😂😂😂😂😂نمیتونم جلو خودمو بگیرممممم🤣🤣🤣🤣

ات: خیلی اشغالی🥲

فردا صبح:

ویو ات: داشتم اماده میشدم برم سر کار که جیمین و دیدم ولی بی تفاوت از کنارش رد شدم و رفتم وقتی سر کار بودم یه پرونده عجیب بهم دادن

پرونده: اقای هویئ بخواطر کتک زدن زن خودش و شوایت های زیادی که داشته به حبس ۵ ساله رفته ولی زنش همچنان میخواد اونو بکشه چون بهش گفته بود که از قست یچه ۳ ماهش رو کشته برای همسن ۵ سال دیگه هم به حبسش اضافه شد

ات: اخه چرا نقدر این پرونده درهم برهم به من میدین🥲


زن هویئ: خانم ات خیلس خوشحالم که میبینمتون لطفا کمکم کنید مسخوام انتقام پسر ۳ ماهم و بگیرم لطفا🛐

ات: هعی خانم لطفا بلند شین ازتون میخوام کل قضیه رو بهم بگین

خانم هیئ: از وقتی که حامله بودم کل فامیل شوهرم دست بزنشون رو شروع کردن انگار ارث پدرشون و خورده بودم هر کاری مسکردم حتما باید یه ایراد ازم بگیرن واقعا نمیدونم چرا ولی بعد یه مدت شوهرمم شروع کرد به این کار و وقتی بچه رو به دنیا اوردم یه بند داشت منو کتک میزد وقتی هم که خواب بودم بچم و خفه کرد و گفت که اصلا حواسم بهش نبود و این مرگ غیر عمد بوده ولی اصلا اینطوری نبوده

ات: که اینطور ولی اون شکایت هایی که کردی برای چی بودن؟

خانم هویئ: وقتی شکلیت کردم نمیدونم چطوری ولی میفهمید و متو تو خونه زندانی میکرد و نمیزاشت برم دادگاه

ات: خیلی خوب ما این موضوع رو بررسی میکنم و بهتره شما ارامشتون رو حفظ کنین🙂👍

مادر شوهر هویئ: مت هیچ کاری نکردم چرا همه دارن من و قربانی میکنن ها( هویئ رو دید) ...عروس قشنگم حالت خوبه؟ چرا اینا با من اینطوری میکنن مگه نمیدونن من چقدر به تو خوبی کردم ها( پاچه خواری) و بعد در گوشش گفت( بزار بریم خونه خودم حسابت و میرسم)

هویئ ترسید و به ات یه نگاه ریز کرد که کمکش کنه و ات سریع فهمید

ات: بهتره شما از خانم هویئ فاصله بگیرین ما دوربین خونه شما رو چک کردیم و دیدیم که چه کار هایی با هویئ کردین پس ما کلی مدرک داریم و فکر نکن که زودی ازاد میشی چون قراره بری حبس ابد😡

اون خانم که ترسیده بود سریع و بی کلام از کنار ات رد شد و همراه پلیس ها رفت


ویو ات: بعد اون اتفاق داشتم بر میگشتم که دیدم نامجون کل مدت داشت من و نگاه میکرد رفتم سمتش و


ات : اینجا چیکار میکنی؟

نامی: به تو چه

ات: فقط سوال پرسیدم داشتی تمام مدت نگاه میکردی نه؟

نامی : اره ته هم اینجاست

ته: با کی داری حرف میزنی نامجون؟

نامی: ات

ته: عه تو اینجا چیکلر میکنیییییی؟!!!

ات: محل کارمه ها

ته: مگه تو وکیلی؟

ات: اره نکنه بده؟

نامی: نه بابا فقط ته یه مشکل براش پیش اومده و دنبال وکیلی میگرده

ته: نامی ساکت شو

ات: چی شده همین الان بگ

ته: ههههه باشه ....
دیدگاه ها (۱)

ووویییییییی بچهههه هاااااااا من اصلا حواصم نبوددددددد🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳...

بزودی در سراسر کشور🗿💔

سلام بچه ها ببخشید گوشیم هنگ کرد و کل سناریو ییی که نوشته بو...

وای بچه ها باورتون نمیشه ما الان اسباب کشی کردیم یه خونه دیگ...

*وقتی می‌رید برای تولد دوست اونا لباس بخرید و ات هم یه لباس ...

فصل دو ( چرا من؟)پارت پنج🍓🗿ویو ات: تهیونگ رفت برام یه لیوان ...

سلاممم🎀🎀🎀ویو ات: منتظر بودم که تهیونگ غذا رو بیارهتق تق تق ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط