{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دقیقه بعد

۲۰دقیقه بعد
زمان حال نویسنده
گارسون برای ات و کوک سفارشون رو آوردن
وقتی داشت میخوردند یهو شیشه ها شکست هم ریختن رو رستوران اون کسی نبود جز پارک جیمین دشمن خونی جونگ کوک

کوک. ات بدو بریم
ات. چرا
کوک. بیا بریم ( عربده)
ات.بغض
با کوک رفتیم تو ماشین
ات. کوک اونا کی بودن
کوک. اون ها دشمن خونی من بودن

از زبان جیمین
وقتی به اون رستوران حمله کردیم کوک. خوب دوست دختر داره برا خودش باید برای خودم کنمش ( پوزخند)
فیلیکس دست راست جیمین. جیمین این کار فکر نکنم بتونیم بکنیم
جیمین. امشب کوک ماموریت داره ما وقتی جونگ کوک رفت می ریم دختره می ریم
فیلیکس . باشه
زبان کوک
اه اون جمین لعنتی بهم حمله کرد حالا ات رو چیکار کنم امشبم که میخوام برم ماموریت
کوک.‌‌ ات
ات.بله
کوک. امشب میخوام برم ماموریت
ات. نگفته بودی
کوک.‌ ولی امشب باید برم باشه، ساعت ۷ صبح
ات. باشه ..............








بیا پایین








پاین تر













پای ترین


















مرسی تا اینجا آمدی بای حرصت رو در آوردم
دیدگاه ها (۰)

بچه ها لطفن این عزیزمون زو لایک فالوو کنید خواهش دارم ازتون🤧...

پارت آخر فصل ۲ داره

دروغ نگو جونگ کوک کوک. دروغ نمیگمات. کوکو کوک. جان کوکو ات. ...

وقتی ات به کوک مشت میزد . به عضله هاش دستاش درد می گرفت . کو...

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

part23 عشق پنهان《ویو ات》جونگ کوک بود برگشتم سمتش تا برگشتم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط