{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به زندگی دست می کشم

به زندگی دست می کشم

به دکمه ها، به لباس ها

و تو را در تاریکی جستجو می کنم

یکی یکی رویاهایم را به خاطر می آورم

احساس می کنم با زندگی کنار آمده ام

به خاطر تو می خواهم در سرمای زیادی بایستم

سرم را از هر کجای مرگ که باشد

بیرون می آورم

و به تو خیره می شوم



#غلامرضا_بروسان



#کتاب_در_آب‌ها_دری_باز_شد
#deep_feeling
#dance_ballet
دیدگاه ها (۳)

بعد از تو ما مثل بنفشه ها زندگی کردیمناچار بودیمبه درخت ها ف...

در به دری در من بودنه در قطاری که می رفت و می آمد. #غلامرضا_...

تو نمی میری چون پرچمی که سربازان بسیاری در آن شلیک کرده باش...

«بعد از مرگ با خدا حرف خواهم زدبرای اینکه بی دلیل کشته شده ا...

عاشقانه های شبنم بیاد خان بابا

²² : ²²..نمی‌دانم چطور بگویَم.تو برای من هیچ نیستی، و در عین...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط