part
part16
در نهایت، اون شب مرد آلفا با دونستن از طوفانی که در راه بود، جفتش رو
مارک کرد تا در نبودش آلفاهای دیگه بهش نزدیک نشن و صبح روز بعد
جونگکوک درحالی بیدار شد که تنها، با کمردرد و سردرد شدید، توی یکی از
اتاقهای هتلی بیکیفیت به خواب رفته بود و همهچیز زمانی بدتر شد که بعد
از مدتی تظاهر مقابل خانوادهاش به اینکه اون شب هیچ اتفاقی نیفتاده و
جونگکوک فقط شب رو کنار دوستش گذرونده و پوشوندن مارک روی
گردنش، متوجه شد آلفایی که باهاش رابطه داشته، عالوه بر مارک کردنش،
راتش رو به جونگکوک داده، ناتش کرده و جونگکوک هم که توی هیتش
بوده، حاال بهراحتی تولهی مرد آلفا رو بارداره.
شب و روز براش جهنم شده بود و هیچچیز قرار نبود درست بشه! حاال با چه
رویی توی صورت پدر و مادرش نگاه میکرد و میگفت جونگکوکِ مغرورتون
که با ازدواجهای یهویی مخالف بود و دست رد به سینهی تمامی خواستگارهای
اصیل و نجیبش میزد، بعد از یه رابطهی یه شبه با آلفایی که حتی صورتش رو
به یاد نداره، باردار شده؟!
در نهایت، اون شب مرد آلفا با دونستن از طوفانی که در راه بود، جفتش رو
مارک کرد تا در نبودش آلفاهای دیگه بهش نزدیک نشن و صبح روز بعد
جونگکوک درحالی بیدار شد که تنها، با کمردرد و سردرد شدید، توی یکی از
اتاقهای هتلی بیکیفیت به خواب رفته بود و همهچیز زمانی بدتر شد که بعد
از مدتی تظاهر مقابل خانوادهاش به اینکه اون شب هیچ اتفاقی نیفتاده و
جونگکوک فقط شب رو کنار دوستش گذرونده و پوشوندن مارک روی
گردنش، متوجه شد آلفایی که باهاش رابطه داشته، عالوه بر مارک کردنش،
راتش رو به جونگکوک داده، ناتش کرده و جونگکوک هم که توی هیتش
بوده، حاال بهراحتی تولهی مرد آلفا رو بارداره.
شب و روز براش جهنم شده بود و هیچچیز قرار نبود درست بشه! حاال با چه
رویی توی صورت پدر و مادرش نگاه میکرد و میگفت جونگکوکِ مغرورتون
که با ازدواجهای یهویی مخالف بود و دست رد به سینهی تمامی خواستگارهای
اصیل و نجیبش میزد، بعد از یه رابطهی یه شبه با آلفایی که حتی صورتش رو
به یاد نداره، باردار شده؟!
- ۶۶
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط