{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم وا کردم و دیدم ڪه خدایم

چشم وا کردم و دیدم ڪه خدایم
" تـــــو " شدی
دفتر پر غزل خاطره هایم
" تــو " شدی
در سرم نیست بجز حال و هوای
" تــو "و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم
" تــو " شدی
‌‌‌‌‌ ‌‌
دیدگاه ها (۱)

گفتم بغیر عشق چه باشدگناه منْگفتند زندگانیِ عاشق گناه اوست.....

بیمارے نادرےاستاینڪه نگاهت بہ هرچہ بیفتددلت براے یڪ نفر تنگ ...

✨ 💕 بغلم کن ......................✨ 💕 ببینم آغوشت .............

محبت تو را مے پذیرم بے آنکه دغـدغـه فردا داشته باشم؛چون مے د...

مینویسم از عشق میخوانم سکوتمیخوانم سکوت درک میکنم رهادرک میک...

بنویسیم روی خاک رو درخترو پر پرنده رو ابرا بیا بنویسیم روی ب...

آرزوی دیدارت را دارم...پارت 22[ویو سلین]بعد از اینکه از دفتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط