سرم را میان زانوهایم پنهان کرده ام
سرم را میان زانوهایم پنهان کرده ام
و بغضم را میان سکوتم...
و "تو"هیچ وقت نخواهی فهمید
که چه حالی دارد،
تمرین فرو دادن بغض زیر باران
و"تو" را التماس کردن از"خدایی"که،
حالا خودش هم ریز ریز
به "هوای"نداشته ام اشک میریزد...
و بغضم را میان سکوتم...
و "تو"هیچ وقت نخواهی فهمید
که چه حالی دارد،
تمرین فرو دادن بغض زیر باران
و"تو" را التماس کردن از"خدایی"که،
حالا خودش هم ریز ریز
به "هوای"نداشته ام اشک میریزد...
- ۵۹۰
- ۳۱ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط