{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببخش منو p

ببخش منو (p⁸)
پارت اخر


(ا.ت ویو)
بیدار شدم دردم ساعت ۱ شبه گوشیمو برداشتم زنگ زدم‌ به جونگکوک که جواب داد
+عههه سلام بیب..
_های ددی
+حوصلم سر رفته بریم بیرون؟
ذوق کردم..
_ارههههههه
+خوبه من پایین منتظرتم نیازی‌ نیست لباساتو عوض کنی چون میریم توی شهر دور بزنیم...
_باشه منتظر بمون
گوشیو قطع کردم و رفتم پایین پیش جونگکوک دره ماشینو برام باز کرد و سوار شدم ...سوار ماشین شد و حرکت کرد
(جونگکوک ویو)
حتی با اینکه بخوام اینکارو کنم بغضم‌میگرفت ولی به روم‌ نمیاوردم روندم سمت یه جنگل
+بیب یه جنگل هست که خیلی قشنگه میریم اونجا..
_ععررر باشههه گلیلیلی
(فلش بک به وقتی رسیدن)
از پاشین پیاده شدم و چراغ هایه ماشینو روشن کردم
تفنگم رو در آوردم و سمت ا.ت گرفتم
_جو...جونگکوک چیکار میکنی؟
زدم زیر گریه
+ا.ت م..منو ههقق ببخش هق..من..هق مجبورم
با چشمایه اشکی نگاهم کرد که گریم شدید تر شد...
+هققق منو ببخش...من..من هرچی بهت در مورد بچگیم گفتم...هق غلط بود
تفنگو روی پیشونیش گرفتم و یه گلوله خالی کردم توی پیشونیش که خون کل صورتم رو گرفت...
+خدایاااااااااا هققققق (عربده)
تفنگ رو سمت خودم‌ گرفتم‌ و به پیشونیم تکیه دادمش
+ا.ت الان میام پیشت (لبخند دردناک)
یه گلوله خالی کردم و تمام:)...
دیدگاه ها (۷۷)

فردا یه فیک جدید رو شروع میکنم

همکار جدید p¹(معرفی)سلام من مین ا.ت هستم و ²² سالمه تنها زند...

ببخش منو (p⁷)(ا.ت ویو)رفتم تو اتاقم لباسامو عوض کردم رفتم سم...

ببخش منو(p⁶)=هیچی خواستم بگم ماشینی که خواستید رو آماده کردم...

یه مافیا عاشقمه Part ۲بیدار شدم و دیدم رو تخت کنار همون پسره...

عشق مافیا

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط