وقتی همش سرت تو گوشیه(تکپارتی)
وقتی همش سرت تو گوشیه(تکپارتی)
ا/ت
جدیدن خیلی به گوشی وابسته شده بودم طوری که اصلن حالو حوصله هیچکسو نداشتم..گوشی زیاد واسم جذاب شده بود و روزو شب تو گوشی بودم..یجورایی تفریح هر روز من بود!
لینو
امروز کمپانی نمیرفتم و تو خونه بودم..اما ا/ت همش سرش تو گوشی بود..جدیدن خیلی تو گوشیه و خب اصلن هواسش بهم نیست..حوصلم واقعن سر رفته بود و هیچ کاری نداشتم که انجام بدم..باید گوشی رو از ا/ت بگیرم..از جام بلند شدم و رفتم بیرون اتاق و با ا/ت ای که یه گوشه نشیته و سرش تو گوشیه مواجه شدم
لینو:ا/ت
ا/ت:*مونطور که سرش تو گوشیه*هومم؟
لینو:ا/تت
ا/ت:هومم؟*بلند
لینو:*میره روبه رو ا/ت وایمیسه*یاا ا/ت بس کن صب تا شب..شب تا صب سرت تو گوشیه
ا/ت:*تو چشاش زل میزنی*تفریحم تو گوشیه!
لینو:گوشی مهم تر از منه؟
ا/ت:*جوابی نمیده
لینو:ا/ت..
ا/ت:اهه باز چیه؟
لینو:گوشی انقد مهمه که حاضر نیستی حتا یلحظه هم ولش کنی و به من توجه کنی؟!
ا/ت:پفف*گوشی رو میزاره کنار*خب تو بگو..بگو الان چیکار کنیم هوم؟؟
لینو:بیا بریم تو حیاط*دستشو دراز میکنه
ا/ت:*دستشو میگیره و بلند میشه
لینو:*با ا/ت میره تو حیاط
ا/ت:الان چیکار کنیم؟
لینو:یه لحظه همینجا صبر کن*میره
ا/ت
تو خالو هوای خودم بودم و به اطراف خیره شده بودم..یهو سردم شد و کل لباسام خیس شده بود..برگشتم و با لینو مواجه شدم که از خنده داشت منفجر میشد..
لینو
میخواستم سرگرمش کنم رفتم و یه سطل اب پر کردم و اوردم روش خالی کردم..از خنده داشتم میترکیدم که برگشت سمتم و با قیافه حرصیش روبه رو شدم..واقعن دیدنی بود
ا/ت:*چشماشو روهم فسار میده*فقد میتونم بگم فرار کن
لینو:جونمو دوس دارم معلومه که فرار میکنم*میخنده و فرار میکنه
ا/ت:تو که نمیتونی تا عاخر عمرت فرار کنیی*میوفته دنبالش
برای عاپ تکپارتی بعدی⁷⁵لایک)
ا/ت
جدیدن خیلی به گوشی وابسته شده بودم طوری که اصلن حالو حوصله هیچکسو نداشتم..گوشی زیاد واسم جذاب شده بود و روزو شب تو گوشی بودم..یجورایی تفریح هر روز من بود!
لینو
امروز کمپانی نمیرفتم و تو خونه بودم..اما ا/ت همش سرش تو گوشی بود..جدیدن خیلی تو گوشیه و خب اصلن هواسش بهم نیست..حوصلم واقعن سر رفته بود و هیچ کاری نداشتم که انجام بدم..باید گوشی رو از ا/ت بگیرم..از جام بلند شدم و رفتم بیرون اتاق و با ا/ت ای که یه گوشه نشیته و سرش تو گوشیه مواجه شدم
لینو:ا/ت
ا/ت:*مونطور که سرش تو گوشیه*هومم؟
لینو:ا/تت
ا/ت:هومم؟*بلند
لینو:*میره روبه رو ا/ت وایمیسه*یاا ا/ت بس کن صب تا شب..شب تا صب سرت تو گوشیه
ا/ت:*تو چشاش زل میزنی*تفریحم تو گوشیه!
لینو:گوشی مهم تر از منه؟
ا/ت:*جوابی نمیده
لینو:ا/ت..
ا/ت:اهه باز چیه؟
لینو:گوشی انقد مهمه که حاضر نیستی حتا یلحظه هم ولش کنی و به من توجه کنی؟!
ا/ت:پفف*گوشی رو میزاره کنار*خب تو بگو..بگو الان چیکار کنیم هوم؟؟
لینو:بیا بریم تو حیاط*دستشو دراز میکنه
ا/ت:*دستشو میگیره و بلند میشه
لینو:*با ا/ت میره تو حیاط
ا/ت:الان چیکار کنیم؟
لینو:یه لحظه همینجا صبر کن*میره
ا/ت
تو خالو هوای خودم بودم و به اطراف خیره شده بودم..یهو سردم شد و کل لباسام خیس شده بود..برگشتم و با لینو مواجه شدم که از خنده داشت منفجر میشد..
لینو
میخواستم سرگرمش کنم رفتم و یه سطل اب پر کردم و اوردم روش خالی کردم..از خنده داشتم میترکیدم که برگشت سمتم و با قیافه حرصیش روبه رو شدم..واقعن دیدنی بود
ا/ت:*چشماشو روهم فسار میده*فقد میتونم بگم فرار کن
لینو:جونمو دوس دارم معلومه که فرار میکنم*میخنده و فرار میکنه
ا/ت:تو که نمیتونی تا عاخر عمرت فرار کنیی*میوفته دنبالش
برای عاپ تکپارتی بعدی⁷⁵لایک)
۱۷.۶k
۲۴ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.