همیش از اون انتظااارشو ندااشت ضرررب میخووور

همیشہ از اونے ڪ انتظااارشو ندااشتے ضررربہ میخووورے


من ازت انتظااار داشتم و فقط منتظر بودم ڪ ضربتو بزنے

ولے پشت زززززر نزززززنے
دیدگاه ها (۴)

و باااز هم میگوووویمتیغ هسرگ هسوان هساما مادرم هم هس

تا حالااا ڪسے چسب زخم زدہ ب قلبش؟من زدمااا

ست جدیدمو ببینم عزیزماین چیزااایے دارہ ڪ حتے تو یڪیشم ندااشت...

تمااام حررررفاااایی ک او ب من میزد

°چںٰٰٖٖد𐇽 پارت⃘ے°‌ ب𐨍ځش𐇽 ³داشتم تکون میخوردم و تقلا میکردم...

p6درحال تکمیل پرونده عا بودم در اتاقم زده شدتهیونگ:بیا تومنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط