{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست داشتنت وظیفه ام نبود ،

دوست داشتنت وظیفه ام نبود ،
فرضیه ام بود ...
به جا آوردمش تا پای جان ،
در هر مکان و هر دقیقه ای ...

دوست داشتنت عشق که نبود آیین بود ،
بدان مشرّف شدم ،
بی قیل و قال و بی بوق و کرنایی ...

دوست داشتنت نماز که نبود ،
اما گذاردمش ...
شبانه روزی هزار رکعت ...
به وقت صبح و ظهر و شام ...

دوست داشتنت زکات که نداشت ،
اما پرداختمش ...
به هر دمی و باز دمی ...

دوست داشتنت دینی بود که
مخفیانه بدان ایمان آوردم ...

دینی که جز تنهایی ثوابی نداشت
دیدگاه ها (۰)

دوست داشتنت وظیفه‌ام که نبود، فریضه‌ام بود به جا آوردمش، تا ...

دوست داشتنت وظیفه‌ام که نبود، فریضه‌ام بود به‌جا آوردمش، تا ...

«دوست داشتنت» وظیفه‌ام که نبود، فریضه‌ام بود. به‌ جا آوردمش،...

دوست داشتنت ،،دوست داشتنت وظیفه ام که نبود ، فریضه ام بود .....

- دوست داشتنت!دوست داشتنت وظیفه‌ام که نبود، فریضه‌ام بودبه ج...

دوست داشتنت ،،دوست داشتنت وظیفه ام که نبود ، فریضه ام بود .....

دوست داشتنت ،،دوست داشتنت وظیفه ام که نبود ، فریضه ام بود .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط