{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دوش دل غم عشق بارها دارم

به دوش دل غم عشق بارها دارم
هنوز با دل سرسخت کارها دارم

در انتظار توام دیده شد سپید و هنوز
ز تیره بختی خویش انتظارها دارم

به رغم گریه که چون دل در اختیارم نیست
به سر سپردن خود اختیار ها دارم

خزان مکن گل عشق و امید من که هنوز
جوانم و هوس نوبهار ها دارم

شب فراق تو با شاهدان شعر خیال
به رغم وصل تو بوس و کنار ها دارم

چه وصل بود که بگذشت چون شب مستی
چه خواب خوش که هنوزش خمارها دارم

به سان لاله که از خاک گلرخان روید
به دل ز داغ غمت یادگارها دارم
دیدگاه ها (۱)

حکایت از چه کنم سینه سینه درد اینجاستهزار شعله ی سوزان و آه ...

دوست داشتنت وظیفه ام نبود ،فرضیه ام بود ...به جا آوردمش تا پ...

تو با من چه کرده ای که از یادم نمیروی؟!!دیرآمدیدرست...پرستار...

ما به عصر یخ برگشتیمبه بی حرکتی عظیمو هیچ خورشیدی هم نیست که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط