{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیره شده ام

خیره شده ام

به خاطراتت

چند سالی است

که دارم می شکافمشان

نخ به نخ ،

رج به رج ،

ردیف به ردیف ،

چند هزار کلاف شده است ؟

می شود صدها ژاکت بافت ،

از این کلاف های رنگارنگ

اما هیچ گاه ،

بر تن هیچ کسی نمی پوشانمشان !

لحاف می بافم ،

تا به خواب ابدی فرو روم

از حرارت مسموم خاطراتت ...


#ایلناز_عبدالملکی
دیدگاه ها (۷)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

مرد بی رحم

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁷من آزادم و برای همین است که گمگشته‌امفرانتس ک...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

My Arirang Part 8

پارت ۳۴ انتهایی چند ماه بعد از اون خواستگاریِ سینمایی، اخبار...

چند پارتیپارت ۴سه روز از آن شبِ وحشتناک گذشت. سکوتِ زیرزمین ...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط