Part
𝓈𝓂𝒾ℓℯ
Part " 14"
رفتم طبقه بالا تا برم دستشویی ، وارد شدم و در رو بستم که همین که در رو بستم یکی با شتاب در رو هل داد
تا خواستم جیغ بزنم که جلوی دهنم رو گرفت
تهیونگ: هیششش...ساکت ، دستم رو بر میدارم اما حق نداری جیغ بزنی ! ( سرد و جدی)
آروم دستش رو برداشت
هانا : چیکار میکنی؟ ( آروم )
تهیونگ : از دست ماریا فرار کردم و قالش گذاشتم
خیلی خندم گرفته بود که باعث شد لبخند دندون نمایی بزنم
تهیونگ : چیه؟
هانا : ببخشید...هیچی
☆از زبان ته☆
من ....من یهو چم شد؟؟!
یه حسی دارم یه حس ناآشنا ، وقتی لبخند زد انگار تموم غصه هام رو یادم رفت
موهاش جلوی صورتش ریخته بود آروم و با تردید دستم رو بالا آوردم تمام کارهایی که میکردم ناخواسته بود ، آروم موهای جلوی صورتش رو کنار زدم با تعجب بهم خیره شده بود
خجالت کشید و سرش انداخت پایین ، به خودم امدم دستم رو سریع آوردم پایین
هانا : هنوز دنبالته؟؟
به چشم های سوالیش خیره شدم ، هی ته چته بسه
تهیونگ : فکر کنم رفته ( جدی و سرد)
هانا : میشه بری بیرون ؟
تهیونگ : چرا؟
☆از زبان هانا☆
توی دستشویی روی سرم امده و بعد بهم میگه چرا ؟؟
هانا : خب....عاااام....خواستم برم سرویس بهداشتی ینی امدم سرویس بهداشتی
تهیونگ : باش ...فهمیدم ...من رفتم
سریع رفتم دستشویی و بیرون آمدم که
سارینا جلوم سبز شد
سارینا : هی خدمه
ادامه دارد....
Part " 14"
رفتم طبقه بالا تا برم دستشویی ، وارد شدم و در رو بستم که همین که در رو بستم یکی با شتاب در رو هل داد
تا خواستم جیغ بزنم که جلوی دهنم رو گرفت
تهیونگ: هیششش...ساکت ، دستم رو بر میدارم اما حق نداری جیغ بزنی ! ( سرد و جدی)
آروم دستش رو برداشت
هانا : چیکار میکنی؟ ( آروم )
تهیونگ : از دست ماریا فرار کردم و قالش گذاشتم
خیلی خندم گرفته بود که باعث شد لبخند دندون نمایی بزنم
تهیونگ : چیه؟
هانا : ببخشید...هیچی
☆از زبان ته☆
من ....من یهو چم شد؟؟!
یه حسی دارم یه حس ناآشنا ، وقتی لبخند زد انگار تموم غصه هام رو یادم رفت
موهاش جلوی صورتش ریخته بود آروم و با تردید دستم رو بالا آوردم تمام کارهایی که میکردم ناخواسته بود ، آروم موهای جلوی صورتش رو کنار زدم با تعجب بهم خیره شده بود
خجالت کشید و سرش انداخت پایین ، به خودم امدم دستم رو سریع آوردم پایین
هانا : هنوز دنبالته؟؟
به چشم های سوالیش خیره شدم ، هی ته چته بسه
تهیونگ : فکر کنم رفته ( جدی و سرد)
هانا : میشه بری بیرون ؟
تهیونگ : چرا؟
☆از زبان هانا☆
توی دستشویی روی سرم امده و بعد بهم میگه چرا ؟؟
هانا : خب....عاااام....خواستم برم سرویس بهداشتی ینی امدم سرویس بهداشتی
تهیونگ : باش ...فهمیدم ...من رفتم
سریع رفتم دستشویی و بیرون آمدم که
سارینا جلوم سبز شد
سارینا : هی خدمه
ادامه دارد....
- ۱.۱k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط