{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد دخترک کبریت فروش افتادم در سرما دنبال خریدار کبریت ب

یاد دخترک کبریت فروش افتادم، در سرما دنبال خریدار کبریت بود!
و مردم دنبال کاج جشن کریسمس
کسی به او توجهی نکرد
و او از پنجره شادی کودکان در خانه گرم را می دید
و در گوشه ای، برای گرم کردن خود کبریتها را سوزاند
مردم صبح بدن نحیف یخ زده اش را یافتند
ولی یک چیز را نفهمیدند
او در شعله کبریت مادربزرگش را می دید
تنها امیدش، شادی اش.
او گرمای خانه نمیخواست
او‌دنبال محبت بود
آه از این دنیای نامرد
دیدگاه ها (۲)

دلی که اندوه دارد شانه میخواهد نه نصیحت...کاش همه این را میف...

اخلی الگلب صامت من الاگیکلئن دگت افراگک تاخذ الروووح

در این بیناز راهی گذشتم که نمیدانمکدام بیکاریپنج درخت آلبالو...

آدم برفی ها هم آدمند...ولی برفی...من چه بگویم که تو یخی!!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط