{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسܩـتـ هیجدهم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧

قسܩـتـ هیجدهم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧
(دوماه بعد)
{موقعیت روز عروسی رومآ و رومیا}
سوک:رومیا بیام دنبالت
رومیا: نه من برم تاج ام رو هم بگیرم
خودم با ماشین برمیگردم
سوک: پس منم میرم آرایشگاه برای موهام
رومیا: باشه برو تا ساعت ۱۲ بیا باشه
سوک: باشه
{موقعیت دو ساعت بعد}
رومیا: وای خیلی ممنون فکر نمی‌نمیکردم آنقدر قشنگ باشه تاجم
فروشنده: خواهش میکنم خودت خیلی قشنگی
رومیا: خیلی ممنون خدانگهدار
فروشنده: به سلامت عروس خانوم
روای: رومیا داشت تو راه می‌رفت که یهو
یه ماشین از جلو کوبید به ماشین رومیا
{موقعیت خونه خانواده کیم}
(۱ساعت بعد)
رومآ :اون اون جواب بده
اون: جانم
رومآ: بیا دنبالم بریم بيمارستان
اون: بيمارستان برای چی
رومآ: آبجی رومیا تصادف کرده
اون: امروز‌
رومآ :بیا سریع تر
{موقعیت تو بيمارستان}
مامان: آقای دکتر حالش خوب میشه
دکتر: بله فعلا باید امید داشته باشد
معلومه از قصد زدن بهش و غیر عمد نبوده باید حتما شکایت کنید
رومآ: مامان مامان
مامان: اومدی تو نباید میومدی نباید شما هم عروسیتون رو به تاخیر بندازید
رومآ: مامان منظورت چیه اینطوری که نمیشه
بابای :سوک سوک پسرم تو هم باهاش بودی
مامان: آقای یون اومدید
بابای سوک؛ خانم کیم حالتون خوبه
مامان: بله ممنون
سوک: خانم کیم رومیا هنوز به هوش نیومده
بابای سوک: پسره ی بی لیاقت خانوم کیم داره دختر شو میده به تو بی ارضه
بعد از اون میپرسی حالش خوبه یانه
سوک: اما بابا
{موقعیت یک ماه قبل از تصادف}
اما :سوک
سوک: بله
اما: تو از من خوشت میاد
سوک: اما منظورت چیه مم الان یک ماهه که نامزد رومیا ام چی میگی
اما؛میدونستم
سوک: اما من تو فقط از بچگی بیشتر از بقیه همو می‌دیدیم چون تو یه محله بودیم
همین
اما: اما من دوست دارم سوک
سوک: اما میدونی اکر بابام بشنوه چی میشه
بس کن
اما: باشه
راوی: اما رفت و سوک رفت تو اتاقش و در رو قفل کرد
سوک: آخه من نه به رومیا حسی دارم نه به اما
چیکار کنم آخه من
از وقتی بابا منو به سرپرستی گرفت خواهر برادرام میگفتن من بی لیاقتم
ولی جفت اونا تو بهترین جا و زندگی بودن
به قولی توی پر قو بزرگ شدن منم باید یه جا خودمو ثابت کنم ولی اونی جنی از همشون بهتره هعی ولی من باید با رومیا ازدواج کنم شاید پدرم بالاخره بهم افتخار کنه...
ادامه دارد.......🍋
دیدگاه ها (۲)

آره دیگه مردم گوه زیاد میخورن✧═✧═✧═✧═✧═✧═✧اینجـا سرزمـینـےاز...

عمل به قول داریم🪀 اگر میخوای ادامه شو ببینی مارو به این آمار...

قسܩـتـ دهم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧راوی: اِما افتاد روی رومیا ر...

قسܩـتـ یازدهم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧{موقعیت خونه خانواده کیم}...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط