{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یعقوب چشم هستی

یعقوب چشم هستی
از دوری رخ تو
در خون نشسته آقا
پیراهنی ز یادت
بفرست سمت مشرق
تا که دو چشم خورشید
روشن کند طلوعت

*********


دوباره جمعه و
دل در تمنای وجودت
سر هر کوچه
غوغای تو دارد
ببوسد خاک هر سامانه ای که
نشانی از رد پای تو دارد
دیدگاه ها (۱)

مولای من نکند که دلهایمان با شما باشد و شمشیرهایمان بر علیه ...

سلام بر جمعه وآوای سبزیکه بر خیزد سحر ازصحن کعبهانا المهدی ش...

آلَسِـلام عٌلَیکْ یا ضـآمنِ آلجّـنِآن یآ أمآمی یـآ علی أبن م...

حال و هوای دلم آشفته استگرد و غبار گناهعجب آسمان دلم راآلوده...

روحی و نفسی لک الفداء یا امیرالمؤمنین

سناریو ساسونارو# 🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️ فص...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط