{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یعقوب چشم هستی

یعقوب چشم هستی
از دوری رخ تو
در خون نشسته آقا
پیراهنی ز یادت
بفرست سمت مشرق
تا که دو چشم خورشید
روشن کند طلوعت

*********


دوباره جمعه و
دل در تمنای وجودت
سر هر کوچه
غوغای تو دارد
ببوسد خاک هر سامانه ای که
نشانی از رد پای تو دارد
دیدگاه ها (۱)

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

مافیای من

پارت: 10 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**روز چهارم تنبیه بود و سال...

شهدا

دانی که دلم در غم عشقت به چه حال است؟دیدار رخت بر دل من نقش ...

🍂لحظه ها را متوسل به دعاییم بیا...سالیانی ست که دل تنگ شمایی...

🍂لحظه ها را متوسل به دعاییم بیا...سالیانی ست که دل تنگ شمایی...

لحظه ها را متوسل به دعاییم بیا سالیانی ست که دل تنگ شماییم ب...

بندهٔ یک دل منم بند قبای تراچاکر یکتا منم زلف دو تای تراخاک ...

بندهٔ یک دل منم بند قبای تراچاکر یکتا منم زلف دو تای تراخاک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط