مولای من نکند که دلهایمان با شما باشد و شمشیرهایمان بر عل
مولای من نکند که دلهایمان با شما باشد و شمشیرهایمان بر علیه شما
سلام مولای من
دلم براتون خیلی تنگ شده
چند وقت پیش یه بنده خدایی یه داستانی از امام حسین(ع) تعریف می کرد بدجوری منو برد تو فکر
داستان از این قرار بود امام حسین (ع) در مسیر مکه به کوفه با یه شاعری به نام فرزدق که از کوفه به سمت مکه در حال حرکت بوده برخورد می کنن. امام از این فرد می پرسند از کوفه چه خبر؟
این فرد در جواب امام می گن که:
>> دلهایشان با تو است و شمشیرهایشان علیه تو <<
شاید خیلی از دوستان این داستان رو شنیده باشند . ولی نمیدونم چرا هر وقت داستانی از بی وفایی کوفی ها می شنوم سریع به مقایسه به ذهنم خطور میکنه .
تو این داستان هم همین موضوع اتفاق افتاد .
خیلی جمله عجیبی گفت این فرد. اصلاً مگه میشه؟
مگه میشه آدم دلش با یکی باشه و شمشیرش علیه اون .
تو نگاه اول به خودم گفتم نه ، ولی یه خورده که فکر کردم دیدم این همون جمله ای است که ممکن است در مورد امام زمان (عج) بکار برده شود.
خدایا من گناهکارم میدونم ، بنده خوبی نیستم میدونم . ولی همیشه تو دلم یه امید داشتم اونم این بوده که دلم با امام زمان(عج) هستش.
همیشه تو دلم می گفتم این محبت تو دلم یه روز منو درست میکنه.
همیشه تو دلم این بود که اگه آقا یه نگاه بهم بکنه درست میشم.
ولی با شنیدن این جمله بدجور ته دلم خالی شد.
خدا نکنه آقامون بیاد و من دلم باهاش باشه و شمشیرم علیه اش
خدایا نکنه مولا تنها بمونن .
نکنه کربلا دوباره اتفاق بیافته
نکنه صدای هل من ناصر مولا رو بشنوم ولی نرم کمکش
خدایا خودت کمک کن اینجور نباشم.
خدا من دارم تلاش میکنم درست بشم ، خودت داری میبینی
خودت دستم رو بگیر و کمکم کن
راستش هر چی بیشتر به این موضوع فکر میکنم بیشتر ته دلم خالی میشه.
یه روز یه کربلایی اتفاق افتاد یه عده دلاشون با امام حسین بود ولی شمشیرشون علیه اش
عامیانه میگم همه اونایی که امام حسین (ع) رو یاری نکردن ، امامشون رو فروختن . یه سری به خاطر پول ، یه سری از ترس جون ، یه سری به خاطر مقام و....
با خودم خوب که فکر می کنم می بینم من و امثال من همین الان داریم آقامون رو می فروشیم . مگه امام زمان نداریم ما . چقدر براش کار کردیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بشینیم دو دو تا چهار تا کنیم با هم ، خداوکیلی الان باعث خوشحالی آقامون هستیم یا باعث ناراحتی ایشون.
جند بار شده یه خطایی رو انجام ندیم بعد ته دلمون بگیم به خاطر امام زمان اینکار رو نکردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چند بار شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی الان ماها که ادعا داریم منتظر ظهور هستیم نمیدونیم آقامون چی از ما می خواد؟؟؟؟؟؟؟؟
به خدا می دونیم . همش داریم خودمون رو گول میزنیم .
حقیقت اینه که ماها خیلی بی معرفتیم .
فقط داریم ادا در میاریم که منتظریم
ولی عمل در حد صفر
من همیشه به خودم می گفتم دلم با امام زمان . ولی خدا الان خیلی می ترسم.
اگر کوفی ها امامشون رو به پست . مقام . ثروت فروختن ، باید اعتراف کنم که خیلی از ماها داریم آقامون رو خیلی ارزونتر می فروشیم
مولا جان ببخش ماهارو . مولای من کوفی ها دل هاشون با امام حسین بود و شمشیر هاشون علیه اش ولی الان باید اعتراف کنم مطمئن نیستم که دلم با شماست .
خیلی دردناکه ولی میگم ، آقا تو دل من چیزای دیگس ، شما تو دلم خیلی کم جا دارید.
آخه اگر من دلم با شما بود مگه می تونستم به این راحتی گناه کنم .
مگه میشه کسی شما رو دوست داشته باشه بعد کارایی که شما دوست ندارید رو انجام بده
مگه میشه کسی یه نفر رو دوست داشته باشه بعد هیچ کاری نکنه و همینجوری بشینه
مولا جان کاش می تونستم بگم شیعه شما هستم ، کاش می تونستم بگم محب شما هستم
کاش یه مقدار همت داشتم میتونستم جلوی خودمو بگیرم و گناه نکنم.
مولای من جز شرمندگی هیچ چیز ندارم ، مولای من جز این چند قطره اشک چیزی قابل ارائه ندارم
عزیز زهرا من هیچی قابل ارائه ندارم ولی چند وقت یه بار آرزو میکنم
مولای من تو رویاهای من ، تو آرزوهام همیشه اینارو می خوام
دلم می خواد یه روز بشه آدم شده باشم ، دلم می خواد وقتی که آدم شده بودم ظهور شمارو درک کنم
دلم می خواد کسی بشم که شما بتونید روی من حساب کنید
دلم می خواد حضورتون رو درک کنم
مولا جان خیلی لذت داره برام محضرتون رو درک کردن
همیشه آخر آرزوهام این بوده که لایق بشم و جونم رو فدای راه شما بکنم
مولا جان کمکون کن ، مولای من برامون دعا کن ، مولا اگر شما برام دعا کنید مطمئن هستم که درست میشم.
یک چشم زدن غافل از آن شاه نباشیم
شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام مولای من
دلم براتون خیلی تنگ شده
چند وقت پیش یه بنده خدایی یه داستانی از امام حسین(ع) تعریف می کرد بدجوری منو برد تو فکر
داستان از این قرار بود امام حسین (ع) در مسیر مکه به کوفه با یه شاعری به نام فرزدق که از کوفه به سمت مکه در حال حرکت بوده برخورد می کنن. امام از این فرد می پرسند از کوفه چه خبر؟
این فرد در جواب امام می گن که:
>> دلهایشان با تو است و شمشیرهایشان علیه تو <<
شاید خیلی از دوستان این داستان رو شنیده باشند . ولی نمیدونم چرا هر وقت داستانی از بی وفایی کوفی ها می شنوم سریع به مقایسه به ذهنم خطور میکنه .
تو این داستان هم همین موضوع اتفاق افتاد .
خیلی جمله عجیبی گفت این فرد. اصلاً مگه میشه؟
مگه میشه آدم دلش با یکی باشه و شمشیرش علیه اون .
تو نگاه اول به خودم گفتم نه ، ولی یه خورده که فکر کردم دیدم این همون جمله ای است که ممکن است در مورد امام زمان (عج) بکار برده شود.
خدایا من گناهکارم میدونم ، بنده خوبی نیستم میدونم . ولی همیشه تو دلم یه امید داشتم اونم این بوده که دلم با امام زمان(عج) هستش.
همیشه تو دلم می گفتم این محبت تو دلم یه روز منو درست میکنه.
همیشه تو دلم این بود که اگه آقا یه نگاه بهم بکنه درست میشم.
ولی با شنیدن این جمله بدجور ته دلم خالی شد.
خدا نکنه آقامون بیاد و من دلم باهاش باشه و شمشیرم علیه اش
خدایا نکنه مولا تنها بمونن .
نکنه کربلا دوباره اتفاق بیافته
نکنه صدای هل من ناصر مولا رو بشنوم ولی نرم کمکش
خدایا خودت کمک کن اینجور نباشم.
خدا من دارم تلاش میکنم درست بشم ، خودت داری میبینی
خودت دستم رو بگیر و کمکم کن
راستش هر چی بیشتر به این موضوع فکر میکنم بیشتر ته دلم خالی میشه.
یه روز یه کربلایی اتفاق افتاد یه عده دلاشون با امام حسین بود ولی شمشیرشون علیه اش
عامیانه میگم همه اونایی که امام حسین (ع) رو یاری نکردن ، امامشون رو فروختن . یه سری به خاطر پول ، یه سری از ترس جون ، یه سری به خاطر مقام و....
با خودم خوب که فکر می کنم می بینم من و امثال من همین الان داریم آقامون رو می فروشیم . مگه امام زمان نداریم ما . چقدر براش کار کردیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بشینیم دو دو تا چهار تا کنیم با هم ، خداوکیلی الان باعث خوشحالی آقامون هستیم یا باعث ناراحتی ایشون.
جند بار شده یه خطایی رو انجام ندیم بعد ته دلمون بگیم به خاطر امام زمان اینکار رو نکردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چند بار شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی الان ماها که ادعا داریم منتظر ظهور هستیم نمیدونیم آقامون چی از ما می خواد؟؟؟؟؟؟؟؟
به خدا می دونیم . همش داریم خودمون رو گول میزنیم .
حقیقت اینه که ماها خیلی بی معرفتیم .
فقط داریم ادا در میاریم که منتظریم
ولی عمل در حد صفر
من همیشه به خودم می گفتم دلم با امام زمان . ولی خدا الان خیلی می ترسم.
اگر کوفی ها امامشون رو به پست . مقام . ثروت فروختن ، باید اعتراف کنم که خیلی از ماها داریم آقامون رو خیلی ارزونتر می فروشیم
مولا جان ببخش ماهارو . مولای من کوفی ها دل هاشون با امام حسین بود و شمشیر هاشون علیه اش ولی الان باید اعتراف کنم مطمئن نیستم که دلم با شماست .
خیلی دردناکه ولی میگم ، آقا تو دل من چیزای دیگس ، شما تو دلم خیلی کم جا دارید.
آخه اگر من دلم با شما بود مگه می تونستم به این راحتی گناه کنم .
مگه میشه کسی شما رو دوست داشته باشه بعد کارایی که شما دوست ندارید رو انجام بده
مگه میشه کسی یه نفر رو دوست داشته باشه بعد هیچ کاری نکنه و همینجوری بشینه
مولا جان کاش می تونستم بگم شیعه شما هستم ، کاش می تونستم بگم محب شما هستم
کاش یه مقدار همت داشتم میتونستم جلوی خودمو بگیرم و گناه نکنم.
مولای من جز شرمندگی هیچ چیز ندارم ، مولای من جز این چند قطره اشک چیزی قابل ارائه ندارم
عزیز زهرا من هیچی قابل ارائه ندارم ولی چند وقت یه بار آرزو میکنم
مولای من تو رویاهای من ، تو آرزوهام همیشه اینارو می خوام
دلم می خواد یه روز بشه آدم شده باشم ، دلم می خواد وقتی که آدم شده بودم ظهور شمارو درک کنم
دلم می خواد کسی بشم که شما بتونید روی من حساب کنید
دلم می خواد حضورتون رو درک کنم
مولا جان خیلی لذت داره برام محضرتون رو درک کردن
همیشه آخر آرزوهام این بوده که لایق بشم و جونم رو فدای راه شما بکنم
مولا جان کمکون کن ، مولای من برامون دعا کن ، مولا اگر شما برام دعا کنید مطمئن هستم که درست میشم.
یک چشم زدن غافل از آن شاه نباشیم
شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم
اللهم عجل لولیک الفرج
- ۲۳.۱k
- ۳۰ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط