{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر

آنقدر
دلم از تو پر است
که حتی جای سوزن انداختن
در خیالم نیست
میخواهم
دوست داشتنت را اختلاس کنم
شاید
به زندانِ دلت بیفتم
به جرم پرستش چشمهایت
خوب میدانی که
یاد تـو
در مـن
شعر می سازد و
دل می سوزاند
ببین
چه ارث و میراثی
برایم دست و پا کردی
و رفتی !!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۲)

قـدم زدن در پـیاده روجـای خـالی ِ تـو رابه رُخـــم مـی کـشدب...

من زن‌های روحم رادر مسلخ آخرین توبهپرواز دادمتا هیاهوی واژگا...

من شعر می پزم دانه های گریه را پاک می کنم گَرد می گیرم از خ...

جالی خالی ات رادر نقطه چین اشک هایمدرد می کشمو هنوز نمی توان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط