من اومدمممم

من اومدمممم

کیو: هیچی همینجوری

زمانه حال

ایزانا: عه ببین کی اینجاست 😏

کیو: توعه عوضی...

ران: کیو چی شده؟ ایزانا رو میشناسی؟!

ایرانا: ای بابا این حرف ها چیه من و اون دوستایه صمیمی هستیم

کیو: ران بعدا بهت میگم

کیو به ایزانا و بقیه گنگ حمله کرد تقریبا تنهایی نصفه اون ها رو انداخت زمین

مایکی: واد فاککککک

اندر ذهن سانزو: ای جان ای جان بهتره برم کمکش
ران در همین حین

ران: کیو تو برو داخل من ریندو بقیه کار ها رو میکنیم

ولی کیو یه هیولا شده بود اصلا به حرفه ران توجه نکرد! کیو رفت و یه لگد محکم زد به ایزانا انقدر سریع بود ایزانا محک خورد به زمین

کیو : حالا نوبته منه که انتقام بگیرم

کاکو: نه به این زودی

کیو: او حالا یادم اومد تو هم اونجا بودی پس تو هم جضوع انتقامه منی👿


بچه ها اگه دیر شد ببخشید
دیدگاه ها (۲)

ا.ت هاروچیو رو دید و متوجه شد که اون قفل ها رو شکوندهاز ترس ...

stolen

کانو و اون مرد مدام پوزیشنشون رو عوض میکردن و اگر مایکی تاکی...

🌊فن‌فیک زندگیِ میساکی کوروکاوا🌊#پارت_ششم#فن_فیک#توکیو_ریونجر...

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

بچه ها کپشن مهم درباره ی سناریو ریندو :خب دوستان من سناریو ر...

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

عشق در گنگ

سناریو دارک از ران هایتانی زمان بانتنکن نیچیوا !!! 💜🖤اومدم ب...

یه آرت چیبی از میکا (اونم فقط کله‌ش) ، ۴ ساعت و ۴۵ دقیقه ناق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط