من اومدمممم
من اومدمممم
کیو: هیچی همینجوری
زمانه حال
ایزانا: عه ببین کی اینجاست 😏
کیو: توعه عوضی...
ران: کیو چی شده؟ ایزانا رو میشناسی؟!
ایرانا: ای بابا این حرف ها چیه من و اون دوستایه صمیمی هستیم
کیو: ران بعدا بهت میگم
کیو به ایزانا و بقیه گنگ حمله کرد تقریبا تنهایی نصفه اون ها رو انداخت زمین
مایکی: واد فاککککک
اندر ذهن سانزو: ای جان ای جان بهتره برم کمکش
ران در همین حین
ران: کیو تو برو داخل من ریندو بقیه کار ها رو میکنیم
ولی کیو یه هیولا شده بود اصلا به حرفه ران توجه نکرد! کیو رفت و یه لگد محکم زد به ایزانا انقدر سریع بود ایزانا محک خورد به زمین
کیو : حالا نوبته منه که انتقام بگیرم
کاکو: نه به این زودی
کیو: او حالا یادم اومد تو هم اونجا بودی پس تو هم جضوع انتقامه منی👿
بچه ها اگه دیر شد ببخشید
کیو: هیچی همینجوری
زمانه حال
ایزانا: عه ببین کی اینجاست 😏
کیو: توعه عوضی...
ران: کیو چی شده؟ ایزانا رو میشناسی؟!
ایرانا: ای بابا این حرف ها چیه من و اون دوستایه صمیمی هستیم
کیو: ران بعدا بهت میگم
کیو به ایزانا و بقیه گنگ حمله کرد تقریبا تنهایی نصفه اون ها رو انداخت زمین
مایکی: واد فاککککک
اندر ذهن سانزو: ای جان ای جان بهتره برم کمکش
ران در همین حین
ران: کیو تو برو داخل من ریندو بقیه کار ها رو میکنیم
ولی کیو یه هیولا شده بود اصلا به حرفه ران توجه نکرد! کیو رفت و یه لگد محکم زد به ایزانا انقدر سریع بود ایزانا محک خورد به زمین
کیو : حالا نوبته منه که انتقام بگیرم
کاکو: نه به این زودی
کیو: او حالا یادم اومد تو هم اونجا بودی پس تو هم جضوع انتقامه منی👿
بچه ها اگه دیر شد ببخشید
- ۶.۳k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط