{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو درخاستی ران

سناریو درخاستی ران

ا.ت ی روز حوصلش سر رفته بود و نتش هم تموم شده بود پس تصمیم گرفت بره کرم بریزه .
ا‌.ت ی لباس دزدی سیاه تنش کرد و رفت که یکی دوتا آدم بیرون پیدا کنه .
ا.ت : اَه چرا مردم نیستن آخه ساعت ۳ صبح آنقدر خیابون خلوته ؟
که ا.ت دوتا پسر دید یکشون گیسو کمند و یکیشون هم کله آبی .
ا.ت : جوون چه پسرای جذابی . برم روشون کرم بریزم !
ا‌ت هم یواشکی رفتش جلو و یکدونه زد تو کمر ران و در رفت.
ران : ریندو پدرسگ مرض داریم؟
ریندو : به جان ایزانای کبیر من نبودم.
ران : آره جون عمت.
و ا.ت هم که دیدن حواسشون نیست رفت یکدونه زد تو پای ریندو و دوباره رفت قایم شد .
ریندو : ران چرا میزنی ؟
ران : من زدم ؟
ریندو: ی بویی نمیاد ؟
ران : بوی چی ؟
ریندو : بوی کرم ریزی .
ران : این دفعه کار من نیست .
ریندو : نه تو رو نمیگم یکی دیگه داره کرم میریزه.
که ا.ت همون لحظه رفت و شلوارشان رو کشید پایین .
ران و ریندو هم دیدنشون رفتن دنبالش .
ا.ت هم رفت پشت ی درخت و اون لباس سیاهه رو سریع در آورد .
ران : هوووووی
ران و ریندو هم که پیداش کردن بجای ی سیاه پوش گنده ی دختر بچه با ی قیافه ی مظلوم دیدن .
ا.ت : بله ؟
ران : اِ این نیست که ، هیچی ببخشید مزاحم شدیم.
ران داشت میرفت که ریندو نگهش داشت
ریندو : ی مقدار به بالا خونه فشار بیار ، ی دختر بچه ، تنها ، ساعت سه نصف شب ، قدشم که کوتاهه .
ا.ت : وات ؟
ریندو : هیچی آخرشو ولش کن .
ا.ت : خب حالا چی شده؟
ران : هیچی .
ریندو با ی قیافه ی وات د فاک به ران نگاه میکنه بعد همه چی رو تعریف میکنه.
ریندو : تو ندیدیش ؟
ا.ت : نه . یعنی کی این کار رو کرده ؟
که ران اون لباس سیاهه رو پشت درخت دید .
ران : اوووون چییییهههه ؟
ا.ت : چی ؟
ران : ریندو اون رو بببینننننن .
ریندو هم بعد از کلی تلاش بالاخره تونست با عینک اون رو ببینه .
ریندو : اون نا به کار کوتوله ی سیاه پوش توییییی؟
ا.ت : نه.
ران و ریندو : (ーー;)
ا.ت : خب آره.
ران : چون بچه ای کاریت نداریم.
ا.ت : خیلی ممنون ای دراز لوله لوله ی بخشنده ی مهربان .
بعد یکدونه زد تو دماغ ران و ریندو و در رفت.
ران هم با باتوم افتاد دنبال ا.ت .
ران : وایستا پدسگ
ریندو هم که مثل مجسمه ایستاده بود و نگاه می‌کرد.
ریندو : بیا ران ولش کن .
ران : نه نمیشه حداقل باید یدونه بزنمش !
ا.ت : گرگم به هوا هوا زمینه هرکی نشینه سانزو زمینه.
ران هم نشست زمین و ا.ت هم فرار کرد و تو راه ی دور هم زد و باتوم ران رو دزدید.
دیدگاه ها (۱)

سناریو آکوا درخواستی بسم الله الرحمن الرحیم آکوا جان و ا.ت ...

بسم الله الرحمن الرحیم درخواستی سناریو اکشن دراکنا.ت داشت می...

پارت نمیدونم چند ......ا/ت از اتاق ریندو میره پیش سانزو و با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط