{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول

پارت اول 🐰

آسدور🦋 و آیبر 🦋رفتند گردش🌈
هرکدام رفتند کلبی خودشان 🌈

آسیه به دوروک میگه🦄
من میرم بی ران که چوب جمع کنم

دوروک میگه باشه برو

وقتی آسیه میره که چوب جمع بکنه

رفت کنار رود خانه که چوب جمع کنه

یک دفه یک خرس دنبالش میکنه🐻
اسیه فرار میکنه و پاش گیر میکنه به چوب و میشکنه😢😔😭

میبینه یک مار داره میاد

و نیشش میزنه🐍

پا یان پارت اول🐰
دیدگاه ها (۰)

چه لازمه 🤍چه سوسن🖤

asDor🤍🖤

خانواده جاسوس و یک کوچولو عشق... پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط