( شعر از خودم )
( شعر از خودم )
همه شب دعای من تو، همه شب نوای من تو*
همه شب ثنای من تو، شده های های من تو*
شده ام گدای تو من ، شده ام فدای تو من*
شده بینوای تو من ، شده کیمیای من تو*
منم آن اسیر عشقت ، منم آن غریب کویت*
منم آن بسته به مویت که گره گشای من تو*
به کجا روم ز داغت ، به که گویم این روایت*
که گره به هر دو زلفت زده ای به پای من تو*
نه به هوش و کوش مستی نه به نوش و عیش هستی*
ز خیال من برونی تو بیا به جای من تو*
تویی آن غروب غم ها ، تویی آن طلوع فردا*
تویی آن همیشه بر جا، تویی آن دوای من تو*
ز عبور باد و باران ، ز خروش آه و افغان*
که رسد به عشق و ایمان به جز از خدای من تو*
( لطفا نظر دهید)
همه شب دعای من تو، همه شب نوای من تو*
همه شب ثنای من تو، شده های های من تو*
شده ام گدای تو من ، شده ام فدای تو من*
شده بینوای تو من ، شده کیمیای من تو*
منم آن اسیر عشقت ، منم آن غریب کویت*
منم آن بسته به مویت که گره گشای من تو*
به کجا روم ز داغت ، به که گویم این روایت*
که گره به هر دو زلفت زده ای به پای من تو*
نه به هوش و کوش مستی نه به نوش و عیش هستی*
ز خیال من برونی تو بیا به جای من تو*
تویی آن غروب غم ها ، تویی آن طلوع فردا*
تویی آن همیشه بر جا، تویی آن دوای من تو*
ز عبور باد و باران ، ز خروش آه و افغان*
که رسد به عشق و ایمان به جز از خدای من تو*
( لطفا نظر دهید)
- ۶۰۳
- ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط