{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ک شب زبند ان تن پا مینهم به وت

يک شب زبند اين تن پا می‌نهم به كويت
پرواز می‌نمايم آسوده روبرويت
آيين دين و دل را در محضرت گذارم
چون آرزو نمودم ديدار ماهِ رويت
هر چند وعده كردند حور و ملک به خوبان
من هر دو واگذارم در پيچ و تاب مويت
بهتر كه خفته باشم گر دل شکسته باشم
تطهير می‌نمايم جان را به آب جويت
هر دم نسيم زلفت پيچيده در هوايم
شيدا و عاشقم كرد آن حس و عطر و بويت
عمری ز راز بودن مبهوت مانده بودم
دريافتم همانگه گشتم به جستجويت
سرمست و با نشاطم راضی به اين نجاتم
گر ناجی‌ام تو باشی خندان دَوَم به سويت.....
دیدگاه ها (۸)

اگر طپش های بیهوده قلبزندگی ست؟پس من همبی تو زنده ام

‍ با آن که گشته ام دنبال تودر هر گوشه ی خیال ردینشانی از تو ...

ای جان نازنین من ای آرزوی دلمیل من است سوی تو میل تو سوی دلب...

در تابشِ خورشید و به مهتاب تو بودیدر جرعه ی خوش نوشِ میِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط