{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وحـشی بافـقی

وحـشی بافـقی
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا
خبر از سرزنش خار جفا نیست تورا
رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تورا
التفاتی به اسیران بلا نیست تو را

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تورا
با اسیر غم خود رحم چرا نیست تورا؟
فارغ از عاشق غمناک نمی باید بود
جان من، اینهمه بی باک نمی باید بود

همچو گل چند به روی همه خندان باشی؟
همره غیر به گلگشت و گلستان باشی؟
هر زمان با دگری دست و گریبان باشی؟
زان بیاندیش که از کرده پشیمان باشی ؟

جمع با جمع نباشند و پریشان با شی
یاد حیرانی ما آیی و حیران باشی
ما نباشیم، که باشد که جفای تو کشد؟
به جفا سازد و صد جور برای تو کشد؟
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش دوم_یک لحظه نگاهش می‌کنم و بعد می‌گویم"من ...

معامله p15پزشک کنار تخت نشست و با دقت علائم جونگ‌کوک را بررس...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

در نیمه های شب پارت دوازدهم(فلش بک زندگی زاندر)

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط