part:5
part:5
نامجون :تا الان کجا بودی.....چی شده چرا چشمات قرمز ؟
ات:میخوام بخوابم حال ندارم شب بخیر (بی حال)(رفت تو اتاق )
نامجون:آهای صبر کن باید به من توضیح بدی(داد)
تهیونگ :ولش کن بزار بخوابه امروز روز سختی براش بود
نامجون:چی شده (نگران)
تهیونگ:ات و جیمین باهم کات کردن
نامجون:(خنده)فکر کردم چی شده اینا همینجورین خودتم میدونی الان قهرن فردا باهم آشتی میکنن
تهیونگ :نه این بار فرق میکنه کلا کات کردن
نامجون:جدی!(ناراحت)
تهیونگ:آره...... توی این چند روز مراقبش باش منم میام سر میزنم
نامجون:باشه داداش ممنون
تهیونگ:من دیگه برم خداحافظ
نامجون: خداحافظ
ویو نامجون:رفتم در اتاق ات رو زدم (بیا تو)رفتم داخل و دیدم لباس هاش روعوض کرده نشسته رو تخت داره اشک میریزه
نامجون:آبجی کوچولو من کنارتم گریه نکن
ادامه دارد
لایک❤️
نظرات💖
نامجون :تا الان کجا بودی.....چی شده چرا چشمات قرمز ؟
ات:میخوام بخوابم حال ندارم شب بخیر (بی حال)(رفت تو اتاق )
نامجون:آهای صبر کن باید به من توضیح بدی(داد)
تهیونگ :ولش کن بزار بخوابه امروز روز سختی براش بود
نامجون:چی شده (نگران)
تهیونگ:ات و جیمین باهم کات کردن
نامجون:(خنده)فکر کردم چی شده اینا همینجورین خودتم میدونی الان قهرن فردا باهم آشتی میکنن
تهیونگ :نه این بار فرق میکنه کلا کات کردن
نامجون:جدی!(ناراحت)
تهیونگ:آره...... توی این چند روز مراقبش باش منم میام سر میزنم
نامجون:باشه داداش ممنون
تهیونگ:من دیگه برم خداحافظ
نامجون: خداحافظ
ویو نامجون:رفتم در اتاق ات رو زدم (بیا تو)رفتم داخل و دیدم لباس هاش روعوض کرده نشسته رو تخت داره اشک میریزه
نامجون:آبجی کوچولو من کنارتم گریه نکن
ادامه دارد
لایک❤️
نظرات💖
- ۲۴۴
- ۲۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط