{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر روز با انبوهی از غم‌های کوچک

هر روز با انبوهی از غم‌های کوچک
گم می‌شوم در بین آدم های کوچک

سرمایه‌ی احساس من مشتی دوبیتی است
عمری است می‌بالم به این غم‌های کوچک

گلبرگ‌ها هم پاکی‌ام را می‌شناسند
مثل تمام قطره شبنم‌های کوچک

با آن که بیهوده‌ست اما می‌سپارم
زخم بزرگم را به مرهم‌های کوچک

پیچیده بوی محتشم مثل نسیمی
در سینه‌هامان این محرم‌های کوچک

غم‌هایمان اندازه‌ی صحرا بزرگ‌اند
ما را نمی‌فهمند آدم‌های کوچک!
دیدگاه ها (۲)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

هرروز با انبوهی از غـــم‌‌های کوچکگم می شوم در بین آدم‌‌های ...

هر روز با انبوهی از غم های کوچکگم می شوم در بین آدم های کوچک...

Fهر روز با انبوهی از غمهای کوچک. گم می شوم ...

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبیولی با منت و خواری پی ...

من کیستم

آنهایی که کمتر تو را می‌شناسند همیشه می‌گویند خوش به حالت! ف...

آنهایی که کمتر تو را می‌شناسند همیشه می‌گویند خوش به حالت! ف...

آنهایی که کمتر تو را می‌شناسند همیشه می‌گویند خوش به حالت! ف...

⁦☁️⁩آنهایی که کمتر تو را می‌شناسند همیشه می‌گویند خوش به حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط