{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

گفتم بالاخره ی معرفی بذارم یکم دلتون خوشه که قراره ی چی بنویسم
ام خب این عکس
اسم:دروغی که به واقعیت تبدیل شد
و داستانو از همون اول شروع میکنم یعنی از وسطای قسمت اول
و خب دوباره آلما توش هس
[من زر میزنم]
(توی ذهن)
اره دیگه ولی اینکه کی قرار بنویسمش رو نمیدونم
دیدگاه ها (۲)

دروغی که به واقعیت تبدیل شد پارت ۱ویو آلماهمینطور که داشتم ب...

دروغی که به واقعیت تبدیل شد پارت ۲آلما( خب بالاخره سر از کتا...

.

سلاممم

سلامم به خانومی های خوشگلم..نمیدونم یهویی چرا نصف شب به سرم ...

وای بچه ها ی اتفاقی برام افتاده که واقعا نمیدونم چی بگم باور...

درود....نمی دونم ولی قرار درباره خیلی چیزهای حرف بزنم یه معر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط