{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای اگر طغیان ڪند دریای غمهای دلم

وای اگر طغیان ڪند دریای غمهای دلم
باز هم ویران شود از غصه دنیای دلم
گر ڪه طولانی شود هجران ان زیبا نگار
رنگ غم میگیرد اخر شهر زیبای دلم
چون نتابد یڪ شبی مهتاب بر بام دلم
میشود ظلمت سرا یڪباره فردای دلم
شرح عشقم را نوشتم تا بخوانی نازنین
از همان روز ازل بودی تمنای دلم
لحظه ای دور از تو ماندن ڪار این دیوانه نیست
بسته احساس تو زنجیری به پاهای دلم
من همان مجنون عاشق پیشه ی دیوانه ام
میروم صحرا به صحرا سوی لیلای دلم
جان فدایت میڪنم شاید بدانی عاشقم
تا شوی در عشقبازی یار و همپای دلم
دیدگاه ها (۶۵)

می روی بعد تو پای سفرم می شکند مهره به مهره تمام کمرم می شکن...

من پر از یاد تو هستم، تومرا یادت نیستمن همانم به تو دل بست، ...

حال من بی تو خراب است، کمی راه بیادوری ات رنج و عذاب است، کم...

به همان حس لطیفی که به باران دارم تو خدایم شدی و من به تو ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط