{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به همان حس لطیفی که به باران دارم

به همان حس لطیفی که به باران دارم
تو خدایم شدی و من به تو ایمان دارم
درد و دل می کنم و چشم نظربازم تنگ
چه عجیب است که با مهرتو پیمان دارم
نروی از شب و روز و همه ی خاطره ها
در دلم حس قشنگیست که سامان دارم
دست بر دامن خورشید شدم از دوری
چه کنم در طلبت میل فراوان دارم
ای که از کوچه ی معشوقه ی من در گذری
برسان راز مرا بوسه ی پنهان دارم
من که از داغ نگاهت همه شب می سوزم
در بهار دل تو میل به زمستان دارم
دیدگاه ها (۳۰)

حال من بی تو خراب است، کمی راه بیادوری ات رنج و عذاب است، کم...

وای اگر طغیان ڪند دریای غمهای دلمباز هم ویران شود از غصه دنی...

همیشه باورم این بود این که تقدیرم......به گیسوان کسی کرده اس...

در جهانم عشقِ تو اکرانِ یک دنیا ،لب استدر سکانسِ بی تو هم کا...

شاعرم باش و برای دل ویران بنویس دو سه خط از من بیمار و پریشا...

#تو چقدر عشقییه چیزی شبیهِ بغل محکم بین یه عالمه خستگیهمون ق...

🫀💘... هارا گدسن گلرم‌ جان سنه قورباندی گداخنه دئسن من الرم ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط