{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش امشب عاشقی هم پا می گرفت

کاش امشب عاشقی هم پا می گرفت
تشنگی هم طعم دریا می گرفت
کاش امشب کوچه های منتظر
یک سلام گرم از ما می گرفت
این سکوت تلخ . دنیای من است
کاش دستت . دست دنیا میگرفت
آسمان ابری ترین اندوه را
از دل سنگین شبها می گرفت
پنجره دلتنگ چشمی آشناست
کاش می شد عاشقی پا می گرفت.
دیدگاه ها (۵)

من امشب تاسحر بیدارمیمانمدلم دریای طوفانیست نگاهم میشکافد آس...

دیگه اشکامو بهت نشون نمیدم جای نقاشیاتو تکون نمیدمدیگه وقتی ...

دوستت دارم ولی تقدیر چیز دیگری استخواب می بینم تو را،تعبیر چ...

چہ خبر از دڸ تو........نفسش مثڸ نفسهاے دڸ ڪوچڪ مڹ میگیرد.......

گاهی فکر می‌کنم آن کافه، نه روی زمین، که در دل یک ابر شناور ...

گاهی گمان می‌کنی تمام شده‌ای؛ مثل هیزمی نیم‌سوخته در اجاقِ ک...

چپتر دومدروغ شیرین چشمامو باز میکنم و تقریبا بلافاصله از شدت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط