{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهمونی بودیم،یه گوشت بزرگ تو خورشت بود روم نشد بردارم

مهمونی بودیم،یه گوشت بزرگ تو خورشت بود روم نشد بردارم
.
.
.
.
.
یهو برقارفت،سریع گذاشتمش دهنم!
بعد فهمیدم لیمو امانی بوده من دیگه هیچوقت اون ادم قبل نشدم:-)
دیدگاه ها (۱)

فاصله حرف تا عمل پدر زحمتکش در دمای 50 درجه سخت مشغول کار ک...

به بابام میگم بدم میاد آبمیوه رو تو لیوان شیشه ای بخورم برگش...

بچگی های گلوریا هاردی توسریال کیمیا۲۳سال پیش بچه اش سقط شده ...

:-)تقدیم به تمام دخترای گل:-)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط