{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر انگشتانم 

سر انگشتانم 
درد می کند
آنقدر که
 قاب چشمانت را سرودم،
دلم را دار زدم
 میان تاب گیسوانت،
عجب حریری تافته 
مخمل نگاهت
شال حیا سرت کن بانو
این نگاه مردانه،
 تنت را
به باد می دهد
محرم گیسوانت 
به ناز می خرد تو را 
هجرت نده
 چشمهای خنیانگرت را،
بگذار 
 دلاویز نگاهت من باشم
دیدگاه ها (۳)

‌ ﮐﻢ ﺑﮑﻦ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﻬﺎ ﻣﺮﺍ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮﺗﺎ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﺷﻌﺮ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﺗﻮ...

بهار آمده اما هوا هوای تو نیستمرا ببخش اگر این غزل برای تو ن...

تا به کی این دل دیوانه به تو رو بزندعشق در پای تو افتاده و ز...

ناز کردی، گرچه من اهل تجارت نیستم!میخرم ناز تو را، با اینکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط