سر انگشتانم
سر انگشتانم
درد می کند
آنقدر که
قاب چشمانت را سرودم،
دلم را دار زدم
میان تاب گیسوانت،
عجب حریری تافته
مخمل نگاهت
شال حیا سرت کن بانو
این نگاه مردانه،
تنت را
به باد می دهد
محرم گیسوانت
به ناز می خرد تو را
هجرت نده
چشمهای خنیانگرت را،
بگذار
دلاویز نگاهت من باشم
درد می کند
آنقدر که
قاب چشمانت را سرودم،
دلم را دار زدم
میان تاب گیسوانت،
عجب حریری تافته
مخمل نگاهت
شال حیا سرت کن بانو
این نگاه مردانه،
تنت را
به باد می دهد
محرم گیسوانت
به ناز می خرد تو را
هجرت نده
چشمهای خنیانگرت را،
بگذار
دلاویز نگاهت من باشم
- ۴۰۰
- ۲۲ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط