{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

# پارت ۱۹
#کامل‌و‌ناقص

بوی سیر داغ و روغن سوخته توی فضای کوچک آشپزخانه پیچیده بود.
من با عجله و لرزش دست، سبزیجات رو توی ماهیتابه می‌ریختم.
چشمام مدام به در ورودی سالن می‌دوید.
آقای لی پشت میز نشسته بود و با اون لبخند کج و کوله‌اش، مثل یه شکارچی که منتظر طعمه‌ست، به در خیره شده بود.

کوک: (زیر لب)
زود باش... زود باش...

غذا تقریباً آماده بود.
یه بشقاب سوشی مرغ سرخ شده با سبزیجات و کیمچی که بوی تعفنِ زیرِ بوی ادویه رو می‌داد.
دستکش‌های یکبار مصرفم رو درآوردم و یه دستکش تمیز دیگه پوشیدم.
حالا باید می‌رفتم بیرون.
باید می‌رفتم جلوی کیم تهیونگ.

با بشقاب تکان‌خوران از آشپزخانه بیرون اومدم.
قدم‌هام مثل سرب سنگین بود.
هر قدمی که به سمت میز تهیونگ برمی‌داشتم، قلبم تندتر می‌تپید.
صدای تپش قلبم توی گوشم طنین‌انداز بود.

کوک: (با صدایی که سعی می‌کردم عادی باشه ولی نازک و لرزان بود)
سفارش شما... آماده شد.

تهیونگ سرش رو بالا آورد.
وقتی دید من نزدیک می‌شم، یه لحظه به من نگاه کرد.
چشماش توی نور زرد و ضعیف رستوران، مثل دو تا آبنبات کاراملی می‌درخشید.
لبخند کوچیکی روی لباش نشست.

تهیونگ:
ممنون.

اون لحظه، وقتِ مناسبی بود.
من بشقاب رو روی میز گذاشتم.
دستم روی بشقاب لیز خورد.
نه عمداً.
ترس باعث شده بود کنترل عضلاناتم رو از دست بدم.
بشقاب کج شد و چند تکه از مرغ سرخ شده روی میز ریخت.

کوک:
اوه... ببخشید!

سریع دستم رو کشیدم عقب.
ولی دیر شده بود.
یه تکه از سس سبز رنگ و غلیظ (که من فکر می‌کردم ترشی خیارشور باشه ولی احتمالاً چیز دیگه‌ای بود) روی آستین سفید تیشرت تهیونگ پاشید.

سکوت.
همه چیز یه لحظه وایساده بود.
آقای لی از گوشه چشمش نگاه می‌کرد و منتظر واکنش بود.
تهیونگ به لکه روی لباسش نگاه کرد.
بعد به من نگاه کرد.
بعد دوباره به لکه.

کوک: (با وحشت کامل)
من... من حواسم نبود.
واقعا متاسفم.
لطفا... لطفا صبر کنید تا برام دستمال بیارم.

تهیونگ اخم کرد.
یه اخم کوچک که باعث شد صورتش حتی جذاب‌تر بشه، ولی من اون لحظه فقط می‌خواستم زمین باز بشه و منو ببلعه..

-----------------------------------------
اگه یکم حمایتتون رو ببرید بالا ممنون میشم
چون خسته تر میشم وقتی حمایت‌‌ها انقدر پایینه
دیدگاه ها (۲)

- تا حالا شده از شدت دوست داشتن یکی ندونی چیکار کنی؟+ من هر ...

# پارت ۱۷#کامل‌و‌ناقص نمی‌تونستم اینجا بمونم.نه تا وقتی که ت...

+داری بد عادتم میکنی!-خب بد عادت شو برام!+ازم خسته نمیشی؟-اد...

پیشت اومدم...۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط