خدا رادیدم قوز کرده
خدا رادیدم قوز کرده
با پالتو مشکی بلندش
سرفه کنان درحیاط
از کنار سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که من ایستاده بودم
آمد،آوازکه خواندتازه فهمیدم
پدرم را با او اشتباهی گرفته ام🌾
🍀🍀🍀
با پالتو مشکی بلندش
سرفه کنان درحیاط
از کنار سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که من ایستاده بودم
آمد،آوازکه خواندتازه فهمیدم
پدرم را با او اشتباهی گرفته ام🌾
🍀🍀🍀
۵.۶k
۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۰