{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏بغل کن مرا

‏بغل کن مرا
چنان تنگ
که هیچکس نفهمد
زخم روی تن من بود یا تو...
دیدگاه ها (۱)

هرچند جهان با تب و آشوب عجین استآغوش تو آرام‌ترین جای زمین ا...

من نصفِ حرفایی که میخواستم بهش بگم رو یادم می رفت...آخه صداش...

حیف نیستبهار؛از سر اتفاق بغلتد در دستمآن وقت تو نباشی...!؟

تــو خوب ترین اتفاق ممکنیوقتی که اول صبحدر یادم می افتی..

بغل کن مرا چنان تنگکه هیچ‌کس نفهمدزخم رویِ تن من بود ، یا تو...

این زخم های روی شانه ماننه از سر جنگی تن به تنکه از جبر زمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط