{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شلیک کردم توی صورتت .

شلیک کردم توی صورتت .
گلوله ای در کار نبود .
یک لبخند بود .
دیدگاه ها (۴)

پیراهنم را در آوردم، درون کمد انداختم و رفتم توی استخر. باز ...

بطری تا نیمه آب دارد .شیش ساعت است که به آن خیره شده ام . من...

- ‌ : بیدار شو .+ : او مُرده است .- : ها ؟+ : دست های شما ...

زیبا نوشته بودی. بله؟می‌گویی چیزی ننوشته‌ای ؟پس آن چه بود؟مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط