{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏رفتم خانه ی سالمندان

‏رفتم خانه ی سالمندان
یه پیرزن بهم گفت؛
ننه تهران کرج هنوز ترافیکه.

بچه هاش نمیومدن سر بزنن میگفتن ترافیکه...
فدای ساده بودنت #مادر...

#مادربزرگ
#پدربزرگ
#خانه_سالمندان
دیدگاه ها (۱)

روی پرده کعبه این آیه حک شده است:"نبی عبادی انی انا الغفور ا...

عاشق منمکه یار به حالم نظر نکردای خواجه درد هست ولیکن طبیب ن...

«هزار رنگ» عوض کرده روزگار ، اما«#حرم» به این همه وسعت ندیده...

السـلام علیڪ حیـن تصبح...میگذریـد و میگـذرم...؛شما مهـربانان...

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

فیک : بین راندها

تکپارتی &کوک&وقتی:``بچتون‌ اتفاقی......``رفتم‌ سمت‌ اتاق‌ و‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط