{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا نقاشی‌ات کرد و به دیوار تماشا زد

خدا نقاشی‌ات کرد و به دیوار تماشا زد
خدا رنگ تو را روی تمام دیدنی‌ها زد
شب از چشمان تو فهمید برتر از سیاهی نیست
اگر مشکی نشد دریا به بخت خویشتن پا زد
خدا شیرینی نام تو را در آب‌ها حل کرد
از آن پس هر که عاشق گشت اول دل به دریا زد
بزرگی! مهربانی! بی‌دریغی! آن قدر خوبی!
که حتی می‌توان گاهی تو را جای خدا جا زد!
دوباره شب شد و در من خیال شاعری گل کرد
دوباره از غزل‌هایم تب عشق تو بالا زد
غزل‌های مرا خواندند و صدها مرحبا گفتند
به زیر بیت بیتش آفرینی از تو امضا زد




مهدی عابدی
دیدگاه ها (۵)

وقتی لب تو خنده زد

پارت ۱۲ — چیزی که قرار نبود شروع شودبعد از آن روز، چند هفته ...

╔════════════════════════════╗پارت ۱۰۹ | «قولی برای همیشه......

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

🎥 پزشکیان: 🔹چیزی که در تفاهم‌نامه نوشتیم و امضا کردیم به نظر...

باز این احمق حرف زد ♨️ پزشکیان: 🔹چیزی که در تفاهم‌نامه نوشتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط