{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو که مجنون نشدی تا بشوم لیلا من

تو که مجنون نشدی تا بشوم لیلا من
روز و شب غرق سخن با همگان، الا من!
حتماً این‌گونه نوشتند که :که با هم نشویم
ور نه کو فاصله‌ای از لب سرخت تا من؟
عطر مردانه‌ی پیراهن تو کشت مرا
لرزه افتاد سراپام و شدم رسوا من
اعتمادم به تو از هر بشری بیش‌تر است
وقت اثبات رسیده ‌ست دگر، حالا من...
کم کن این فاصله را، هیچ مراعات نکن!
ترس در چشم تو پیداست گُلم، اما من
دستی از جنس نوازش تو به موهام بکش
آدمی تشنه ‌ی ناز است، ببین! حتی من!
چه گناهی؟ تو مرا تنگ در آغوش بگیر
تن تو عین بهشت است، جهنم با من!
حدّ شرعی نشود مانع ما، راحت باش!
محرمیّت همه با خطبه که نیست، الزاماً
عاقبت رام شدی، از نفست سیر شدم
مرحبا بر چه کسی؟ حضرت شیطان یا من؟





نفسیه سادات موسوی
دیدگاه ها (۳)

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر استشعر هم بی تو به بغضی ابدی ...

خدا نقاشی‌ات کرد و به دیوار تماشا زدخدا رنگ تو را روی تمام د...

دنبال من می‌گردی و حاصل ندارداین موج عاشق کار با ساحل نداردب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط