{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه به گوشواره هایت هم حسادت

گاه به گوشواره هایت هم حسادت

میکنم

که چه شاد با تو از شیطنت هاشان شعر

می خوانند

و با هم در مه تاب می خورید

که لمس می کنند گونه هایت را در

خواب

و حتی به وقت بدرود

نشان بوسه هاشان به تو چشمک می زنند

و دردناک است که می دانم

آنها یادگار من اند که امروز با خود می

بری......
دیدگاه ها (۱۱)

❤✔❤✔❤✔❤✔❤✔❤

با تو گشتم با تو گشتم با تو بارانی شدمبا تو شاعر با تو من سه...

حساب زندگی از دستم در رفته،تو لبخند می زنی واین پرانتز ...

وقتی به انتها می رسیسکوت را تنها مزه می کنیو سکون را با یک پ...

فصل ۱۹۶: عشق جدیددر همین حال، در هتل:راف و جویل در حال تعمیر...

۱۴بازگشت یونا، به خانه‌ی جانگ کوک، تنها پایان دلتنگی‌ها نبود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط